تبليغاتX
[Avaye Golpa] The Monarch  Avaz in Iran
 
[  نمی دونم چه دردی داری ای دل که هر شب تا سحر بیداری ای دل ! گلت را شاید از غم ها سرشتند که از خود هم تو در آزاری ای دل ! - آوای جاودان استاد اکبر گلپایگانی و سایر اساتید ، اخبار موسیقی ، عرضه آثار هنرمندان و... در وبلاگ آوای گلپــا ]



 موضوع : یادی از بزرگان موسیقی آوازی ایران ؛ استاد اکبر گلپایگانی (گلپا)


به سال 1312 اكبر گلپايگاني در تهران بخش 9 هفده شهريور (سه راه شكوفه) ديده به جهان گشود . او ر خانواده يي متولد شده بود كه تمام افراد آن اعم از پدر و برادران ، داراي صدايي مطلوب و خوب بودند ، بدين جهت مي توان گفت كه صدا در خانواده او موروثي بوده و چنانكه گفته مي شود پدر بزرگ او نيز از صدايي خوش و رسا برخوردار بوده است.
اكبر گلپايگاني از همان دوران طفوليت بنا به توصيه پدر ، به تمرين آواز پرداخت و تحت توجهات او به اصول موسيقي تا حدودي آشنا شد. او بيش از شش بهار از زندگي اش نگذشته بود كه مادرش را از دست داد و در همان خردسالي ، ضربه هولناكي بر او وارد شد و زندگي او از همين زمان دچار غم و اندوه گشت و خودش در اين باره مي گويد :" پس از فوت مادرم ، عده يي از افراد فاميل بر سر ارث مادر بزرگم ( مادر مادرم ) كه به ما سه برادر بخشيده بود با فاميل اختلاف ايجاد شد و چيزي نمانده بود كه جانم را از دست بدهم و از خوش اقبالي توسط عده يي از همسايه ها از راه پشت بام نجات داده شدم كه اين موضوع هميشه مانند كابوسي وحشتناك با من بوده و بايد ديد ، عده يي براي پول چه كارها كه نمي كنند ".
به هر حال اين مسئله به مرور زمان باعث رنجش خاطر وي شده بود و زندگي را برايش جهنم ساخته بود و در همين دوران بود كه براي گريز از اين نارسايي به آواز خواندن پناه مي برد و غم دروني خود را بدين گونه التيام مي بخشيد. به همين دليل ، صداي او از سوزي به خصوص و آوايي دگر برخوردار است .
وي تحصيلات ابتدايي را در دبستانهاي فرهنگ و اقبال شروع نمود و در كلاس چهارم با جهانگير ملك هم كلاس بود و همين امر موجب دوستي و الفتي بين او و ملك شد به طوري كه در اوقات فراغت ، ملك ضرب مي گرفت و او مي خواند . دوران ابتدايي را با هر مشكلاتي كه داشت به سرعت پشت سر گزارد و تحصيلات متوسطه را در دبيرستان هاي بدر و نظام و پس از آن در دانشكده افسري و علوم و سپس كلاس تخصصي نقشه برداري سازمان برنامه را به پايان رساند و پس از آن دوره كارشناسي بانك را ديد ولي در سرش سوداي ديگري داشت ، و شوق ديگري را در دل مي پرورانيد. او عاشق موسيقي ملي و سنتي وطنش بود و شب و روزش با آواز خواندن سپري مي شد ؛ شدت اين اشتياق به حدي بود كه ناگريز كارهاي اداري را هم بعد از چندي رها كرد و به آواز روي آورد.
شهر تهران در آن ايام ، اين چنين بزرگ و پرجنب و جوش نبود و محلي كه اكبر " گلپا " در آن پا به جهان گذارده بود ، اطرافش تمام صيفي کاري و سرسبز و خرم بود ، به همين سبب او هر روز بيشتر اوقات خود را در اين محل خلوت و آرام مي گذراند و با صدايي رسا ، شروع به آواز خواندن مي كرد و مردم محل بخصوص كشاورزان صيفي كار دست از كار مي كشيدند و دور او جمع مي شدند و از او دعوت مي كردند تا براي ايشان بخواند و او هم با رويي باز و گشاده و خندان و بي ريا براي ايشان مي خواند. اين عمل بارها و بارها تكرار مي شد و او هرگز از تكرار اين كار خسته نمي شد.
زندگي او به همين ترتيب سپري مي شد تا اينكه گذارش به منزل مردي بنام "حسن يكرنگي " كه مردي پاك طينت و درويش و داراي صدايي خوش و پر طنين بود مي افتد ، او كه بخوبي به گوشه ها و رديف هاي موسيقي ايراني وارد بود اكبر " گلپا " جوان را مورد تشويق و تائيد قرار مي دهد و مدت زيادي از آشنايي و آمد و شد او نمي گذرد كه او يك شب با استاد " نورعلي خان برومند " يكي از مفاخر هنر موسيقي كلاسيك ايراني ، نوازنده چيره دست سنتور و سه تار ، در منزل آشنا مي شود و " يكرنگي " از او مي خواهد كه در حضور " نور علي خان " قطعه يي از آواز ايراني را اجرا نمايد و او يك قطعه در " بيات ترك " مي خواند كه استاد " برومند " از صداي او خيلي خوشش مي آيد ولي چون پختگي و تسلط روي گوشه هاي دستگاه هاي موسيقي ايراني را نداشت تصميم به تعليم وي مي گيرد و حدود نه سال و هشت ماه به طور مداوم وي را تحت تعليم قرار مي دهد و اين مراقبت هاي استاد " برومند " گلپايگاني را در همه محافل شناساند و خيلي زود به صورت ستاره يي درخشان تابيدن گرفت . " نور علي خان " كه خود استاد تار و سنتور و سه تار بود ، صداي اكبر " گلپا " را همراهي مي كرد و تعليم وي ادامه داشت و هنوز استاد " برومند " براي او آموزش بيشتري را پيش بيني مي كرد كه ناگهان شبي در باغي كه در " گلندوك " ، ( يكي از ييلاقات اطراف تهران ، لواسان ) ، گلپايگاني و عده يي جمع بودند و علي دشتي نويسنده معروف هم حضور داشته، مي خواند ، در آن جلسه داود پيرنيا مبتكر برنامه " گلهاي جاويدان " نيز حضور داشت و بلافاصله براي شركت در برنامه " گلها " از گلپايگاني دعوت مي كند كه او نيز اين دعوت را بلافاصله قبول می کند.
گلپايگاني اعتقاد دارد كه رديف هاي موسيقي سنتي ايران ، به منزله چهار عمل اصلي " حساب " مي باشد كه بايد هر خواننده آن را بداند، اگر شخصي بخواهد خوب بخواند بايد حتما به رديف هاي تسلط كامل داشته باشد تا بتواند از گوشه هاي ظريف و با حال كه در موسيقي ايراني فراوان يافت مي شود استفاده نمايد و شعر را در قالب آن ريخته با تحريرهاي متنوع و بجا تحويل شنونده دهد.

 

 

دانلود قطعه آوازی در مایه بیات اصفهان

آواز استاد اکبر گلپایگانی به همراهی ویولن استاد مهدی خالدی و تار استاد فرهنگ شریف

اجرا شده در برنامه رادیویی بزم شاعران

غزل آواز از مرحوم استاد مهدی سهیلی

موی سپید و بخت سیاهم نگاه کن

سـوز مـرا بـه شعــله آهـم نگـاه کن

بر درد من ز حالم اگـر پی نمی بری

بر گـریه های گاه به گاهـم نگـاه کن

با صد سخـن به نیم نگه باز گویمت

ناز آفریــن مـن بـه نگـاهـم نگـاه کن

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

برای عنوان نظرات خود روی لینک زیر کلیک کنید.

 

نظرات بازدیدکنندگان


2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم دی 1388ساعت 15:54  توسط علی شریفی  |  نظرات شما >


 موضوع : یادی از بزرگان موسیقی آوازی ایران ؛ استاد غلامحسین بنان


"استاد غلامحسین بنان" در ارديبهشت ماه سال 1290 خورشيدی در تهران خيابان "زرگنده" (قلهک)، در خانواده اي متمول و صاحب جاه، به دنيا آمد. پدرش "كريم خان بنان الدوله نوری" و مادرش دختر شاهزاده محمد تقی ميرزا ركنی (ركن الدوله) برادر ناصرالدين شاه يا پسر محمد شاه قاجار بود. از شش سالگی بنا به توصيه استاد "نی داود" به خوانندگی و نوازندگی ارگ و پيانو پرداخت و در اين راه از راهنمايی های مادرش كه پيانو را بسيار خوب می نواخت بهره ها گرفت، اولين استاد او پدرش بود و دومين استاد، مرحوم "ميرزا طاهر ضياءذاكرين رثايی" و سومين استادش مرحوم "ناصرسيف" بوده اند. بنان در سال 1321 خوانندگی را در راديو آغاز كرد، درآن زمان، شادروان روح الله خالقی مسوليت راديو را بر عهده داشت، روزی كه بنان با عبدالعلی وزيری جهت امتحان به راديو می روند در دفتر روح اله خالقی، ابوالحسن صبا هم نشسته بوده، از بنان مي خواهند كه برای ايشان قطعه ای بخواند و او « درآمد سه گاه» را آغاز می كند و صبا هم با ويلن او را همراهی می كند. هنوز « درآمد» تمام نشده بود كه خالقی به صبا می گويد:"شما نواختن ويولن را قطع كنيد" و به بنان اشاره می كند «گوشه حصار» را بخواند و بنان بدون اندک مكثی ، با چنان مهارت و استادی « درآمد حصار» را می خواند و به «سه گاه» فرود می آيد كه روح اله خالقی بی اختيار برخاسته و او را در آغوش گرفته و می بوسد و آينده وی را در هنر آواز درخشان پيش بينی می كند. صدای بنان، بسيار لطيف و شيرين، زيبا و خوش اهنگ بود، كوتاه می خواند ولی درهمين كوتاهی، ذوق و هنر بسيار نهفته است، غلت ها و تحريرهای او چون رشته مرواريد غلطانی، به هم پيوسته و مانند آب روان است.

 از سال1321 صدای "غلامحسين بنان" ، همراه با همكاری عده ای از هنرمندان ديگر از راديو تهران به گوش مردم ايران رسيد و ديری نگذشت كه نام بنان زبانزد همه شد و شيفتگان فراوانی در سراسر كشور پيدا كرد. خالقی او را در اركستر انجمن موسيقی شركت داد و با اركستر شماره یک نيز همكاری خود را شروع كرد و از بدو شروع برنامه هميشه جاويد "گلهای جاويدان" بنا به دعوت استاد ارجمند داود پير نيا با آن همكاری داشت. بنان در طول فعاليت هنری خود، حدود 450 آهنگ اجرا كرد و انچه كه امتياز مسلم صدای او را پديد می آورد، زير و بم ها و تحريرات صدای اوست كه مخصوص به خودش است. بنان نه تنها در آواز قديمی و كلاسيک ايران استاد بود، بلكه در نغمات جديد و مدرن ايران نيز تسلط كامل داشت. تصنيف زيبا و روح پرور «الهه ناز» او بهترين معرف اين ادعاست. غلامحسين بنان به سال 1315 خورشيدی به سمت بايگان در اداره كل كشاورزی استخدام شد و بعد از چندی به شركت ايران بار كه مركز آن در اهواز بود منتقل گشت. پس از چند سال به معاونت آن اداره منصوب شد. در سال 1321 به تهران آمد و بنا به پيشنهاد مرحوم "فرخ" كه وزير خواربار بود، به سمت منشی مخصوص وزير به كار پرداخت. بعد از تغيير كابينه، به اداره كل غله و نان منتقل شد و چندی كفالت اداره دفتر و كارگزينی و مدتی هم مسؤوليت تحويل كوپن نان تهران را بر عهده داشت. در سال 1332 به پيشنهاد شادروان خالقی به اداره كل هنرهای زيبای كشور منتقل شد و به سمت استاد آواز هنرستان موسيقی ملی به كار مشغول شد و در سال 1334 ريئس شورای موسيقی راديو شد. بنان در سال 1336 ه_ش در یک سانحه اتومبیل چشم راست خود را از دست داد. در سال 1346 نیز به عنوان اعتراض بر ابتذال خوانی در رادیو، خواندن را کنار گذاشت و زمان "قطبی" به طور کلی از رادیو قهر کرد و خانه نشین شد. غلامحسين بنان از ابتدا در برنامه های گل های جاويدان و گل های رنگارنگ و برگ سبز شركت داشته كه رهاورد اين همكاری ها ده ها برنامه گل های جاویدان، گل های رنگارنگ و برگ سبز است و برنامه های متعدد و گوناگون ديگری كه از اين خواننده بزرگ و هنرمند به يادگار مانده است. غلامحسين بنان مدت ها بود كه مبتلا به ناراحتی جهاز هاضمه شده بود و از طرف ديگر حنجره اش نيز آمادگی بيان نيازهای درونيش را نداشت و به همين دليل اندک اندک از خواندن اجتناب ورزيد و از صحنه هنر كناره كشيد و ديگر حدود بيست سال آخر عمر را تقريبا فعاليت چشم گيری نداشت و روز به روز ناراحتی جهاز هاضمه او را بيشتر رنجور می كرد و متاسفانه كوشش های پزشكان و خاصه مراقبت ها و از خود گذشتگی های "پری بنان" همسر وفادار و مهربانش هم مؤثر نيفتاد و سرانجام درساعت 7 بعدازظهر پنجشنبه هشتم اسفندماه سال 1364 خورشيدی در بيمارستان ايرانمهر قلهك جهان را بدرود گفت. گفتنی است وی در آواز به مکتب علینقی وزیری و روح الله خالقی گرایش داشت و یکی از هنر آموزان آواز در هنرستان موسیقی ملی و عضو ارکسترهای مختلف رادیو تهران بود. از جمله آثار او می توان به صفحات گرامافون همراه با نوازندگان مختلف و برنامه های رادیویی همراه با ارکستر گل ها و تکنوازان آن اشاره کرد.

بهترین آثار او عبارتند از آواز دیلمان "تنها"، آواز همایون با "مرتضی محجوبی" و از دیگر تصانیف و قطعات این هنرمند برجسته می توان به کاروان، من از روز ازل، نوای نی، من بی دل، ساقی، آهنگ از "محجوبی"، دیدی ای مه آهنگ از "یاحقی"، مشتاق و پریشان، دیدار یار آهنگ از "وزیری"، حالا چرا آهنگ از "خالقی" اشاره کرد. "احمد ابراهيمی" و "کاوه ديلمی" از شناخته شده ترين شاگردان اين هنرمند برجسته به حساب می آیند.

 

 

دانلود قطعه آواز و تصنیفی در بوسلیک

آواز استاد غلامحسین بنان به همراهی پیانو استاد جواد معروفی

و ارکستر برنامه گلها ؛ آهنگ از استاد روح الله خالقی

اجرا شده در برنامه 210 گلهای رنگارنگ

غزل آواز از شهریار

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟

بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا؟

نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی

سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا؟

***

عمــر ما را مهلـت امـروز و فـردای تو نیست

مـن کـه یـک امـروز مهمــان توام فــردا چـرا؟

نـازیــنـا  ما  به  نـاز  تو  جــوانـی  داده ایـم

دیگـر اکنــون بـا جـوانـان نـاز کـن با ما چـرا؟

وه  که با  این  عمـرهای  کوته  بی  اعتـبار

اینهمه غافل شدن از چون منی شیدا چرا؟

***

آسمان چون جمع مشـتاقان پریشان می کند

در شگـفتــم مـن نمـی پاشـد ز هم دنـیا چرا؟

شهـــریارا بی حبیــب خـود نمـی کـردی سفـر

راه مرگ است این یکی بی مونس و تنها چرا؟

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

برای عنوان نظرات خود روی لینک زیر کلیک کنید.

نظرات بازدیدکنندگان


2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم دی 1388ساعت 15:52  توسط علی شریفی  |  نظرات شما >


 موضوع : یادی از بزرگان موسیقی آوازی ایران ؛ استاد حسین قوامی (فاخته ای)


حسين قوامي در سال 1288 شمسي در تهران چشم به جهان گشود. پدرش رضا قلي قوامي به موسيقي ايراني علاقمند بود به طوري كه در منزل تمام صفحات خوانندگان آن زمان را داشت و هر روز تعدادي از آنها را روي گرامافون مي گذاشت و ساعتها به نواي آنها گوش مي داد و در اين ميان حسين قوامي كه كودكي بيش نبود كنار پدر مي نشست و گوش مي داد و بيش از همه صداي خوانندگاني نظير: طاهر زاده ، ظلي جلب توجهش را مي كرد و لذت مي برد. اغلب در منزل از صداي آنان تقليد مي كرد اين شوق و علاقه موجب شد به كار خوانندگي ادامه دهد تا زماني كه برادرش ، علي قوامي مشغول فرا گرفتن تار شد و در نتيجه با تعدادي از خوانندگان و نوازندگان قديمي امثال: استادان عبادي، حسين ياحقي و حاج علي اكبر خان شهنازي و عده ای ديگر آشنايي پيدا كرد و اين آشنايي موجب دوستي بين آنان و تشكيل محافل و مجالس دوستانه شد .

حسين قوامي در سنين 16 و 17 سالگي گاهي همراه برادر در مجالس هنري شركت مي كرد و با ساز بعضي از آنان مي خواند ، وقتي اين استادان متوجه قدرت و لطافت صداي او شدند توجهشان نسبت به او جلب شد و او در ادامه خوانندگي البته به صورت صحيح تشويق كردند. همين توجه اساتيد موسيقي ملي موجب ترغيب هر چه بيشتر وي در پيشبرد هنرش شد و بر اثر علاقه و پشتكار فراواني كه به خوانندگي داشت پيشرفت هايي در خوانندگي عايدش شد به طوري كه يكي از استادان زبر دست ولي گمنام آن زمان به نام عبداله حجازي داوطلب تعليم خوانندگي وي طبق اصول علمي و موازين صحيح رديف هاي موسيقي اصيل ايراني گرديد. حسين قوامي مدت هفت سال نزد اين شخص هنرمند رديف ها و دستگاه هاي موسيقي را به خوبي فرا گرفت.  در سال 1325 به دعوت آقاي مستعان كه رئيس وقت راديو بود براي اجراي برنامه هايي به راديو رفت و اولين برنامه را روز جمعه با برادران وفادار مجيد و حميد اجرا مي كند كه مورد تشويق مردم قرار مي گيرد.

اين همكاري تا سال 1329 ادامه داشت تا حسين قوامي كه در آن ايام در ارتش وارد به خدمت شده بود به مقام افسري نائل شده به يكي از ماموريت هاي اداري از مركز به شهرستان انتقال مي يابد و ناگريز به مدت هشت سال همكاري او با راديو قطع مي شود ، پس از چندي كه ماموريتش پايان مي يابد، در بهمن ماه 1337 به دعوت شادروان داود پيرنيا براي شركت در برنامه (( گلها )) مجددا به راديو وارد مي شود و او در اين دوران به اوج شكوفايي هنر خوانندگي رسيده، زيباترين و پربارترين ترانه ها و قطعات اصيل را در اين برنامه ها از خود به يادگار گذاشت. قوامي در بدو شركت در برنامه (( گلها )) چون مانع اداري داشت و نمي توانست اسم اصلي خود را از راديو اعلام نمايد، ناچارا بنا به پيشنهاد روح اله خالقي اسم مستعار ( فاخته ) را براي خود انتخاب كرد ولي در سال 1342 كه بازنشسته شد و مانعي براي اعلام اسم اصلي او وجود نداشت با نام اصلي خود حسين قوامي از راديو معرفي شد. وي روز پنجشنبه 17 اسفندماه سال 1368در بيمارستان ايران مهر در ساعت 30/8 شب فوت شد و در امامزاده طاهر كرج در جوار غلامحسين بنان و مرتضي حنانه بخاك سپرده شد ، روانش شاد باد.
 

دانلود قطعه آوازی در مایه دشتی

آواز استاد حسین قوامی به همراهی پیانو استاد مرتضی محجوبی

اجرا شده در برنامه 113 برگ سبز

غزل آواز از سعدی

شب فـراق که داند که تا سحـــر چنـد است

مگر کسی که به زندان عشــق دربند است

گـرفـتــم  از غم  دل  راه  بوسـتـــان  گـیــرم

کـدام ســــرو به بالای دوسـت ماننــد است

پیــام مـن که رســاند بـه یـار مهـــــر گـسـل

که بـرشکـســتی و ما را هنــوز پیـوند است

قسم به جان تو خوردن طریق عـزت نیـست

به خاک پای تو کان هم عظیم سوگند است

کـه با  شکـستـــن  پیــمان  و  بـرگـرفتــن دل

هنــوز  دیــده  بـه  دیـدارت  آرزو منـــد  است

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

برای عنوان نظرات خود روی لینک زیر کلیک کنید.

 

نظرات بازدیدکنندگان


2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم دی 1388ساعت 15:50  توسط علی شریفی  |  نظرات شما >


 موضوع : یادی از بزرگان موسیقی آوازی ایران ؛ استاد حسین خواجه امیری (ایرج)


حسین خواجه اميري به سال 1313 در شهر كاشان متولد شد ، بيش از شش سال از سنش نمي گذشت كه شروع به زمزمه اشعار روز و عاميانه مردم كه رايج آن زمان بود مي كند.
پدر بزرگ وي كه از صدايي بسيار خوش برخوردار بوده ، يكي از خوانندگان به نام ناصرالدين شاه قاجار بود و هر وقت كه شاه قاجار اراده مي كرده بايد وي براي او بخواند ولي به طوري كه از شواهد و آثار بر مي آيد ، غير از دربار ، او خيلي مواقع براي مردم عادي نيز مي خواند و در محافل شركت مي كرده و مي خوانده ، پدر حسين خواجه اميري كه از صدايي خوب برخوردار و از پدرش به ارث برده بود حسين را تحت تعليم خود قرار مي دهد و بسياري از شب ها كه ستاره هاي منطقه كويري كاشان مانند خوشه هايي از زمرد در آسمان خودنمايي مي كردند و محيطي شاعرانه به وجود مي آوردند ، وي را به صحراي اطراف شهر مي برد و او را تشويق به خواندن با صدايي هر چه بلند مي كرد. مدت ها حسين تحت تعليم پدر اين كار را ادامه داد و پس از چندي به تهران مي آيد و به كلاس روان شاد استاد ابوالحسن خان راه يافت ، مدت شش ماه متوالي از محضر استاد صبا كسب فيض كرد ، سپس در سال 1327 توسط ابراهيم خان منصوري براي شركت در برنامه هاي راديويي به راديو دعوت شد. حسين مدت ها با اين اركستر همكاري مي كند و خودش ارتشي بود ، شب هاي جمعه به مدت نيم ساعت در برنامه ارتش شركت مي كند و پس از مدتي در اركستر آقاي عبدالله جهان پناه شركت و با اركستر او همكاري كرد .
در سال 1336 بنا به دعوت مرحوم داود پيرنيا به برنامه گلها راه مي يابد و در اولين همكاري خود با گلها، آوازي در مايه " سه گاه " همراه با ويولون استاد علي تجويدي مي خواند و از اين به بعد همكاريش با اين برنامه ادامه مي يابد . ايرج ، علاوه بر خواندن ، به نواختن ضرب نيز علاقه وافر دارد و ضرب به خوبي مي نوازد. وي معتقد است كه جامعه ايران ، آواز و آهنگ هاي اصيل ايراني را مي خواند و همين آثار و آهنگ ها است كه نمودار فرهنگ صوتي و ملي كشور بوده و توسط گذشتگان ما به طور سينه به سينه حفظ و نسل به نسل به ما منتقل شده و اين ميراث گرانقدر برايمان مانده و بايد در حفظ و اشاعه آن سعي و كوشش وافر داشته باشيم و به موسيقي ملي و سنتي سرزمين خود خيلي بيش از اين ها ارج گذاريم .
حسين خواجه اميري چون افسر ارتش بود لذا مشكلاتي براي اجراي برنامه هاي هنري خود از جمله نام حقيقي خود پيش روي داشت ، بدين سبب نام مستعار ( ايرج ) را براي خود برگزيد . ايرج كه از صدايي خوش و رسا و مطلوب برخوردار است در زمان خود به آواز ايران خدمات شايان توجهي نمود به طوري كه در دور افتاده ترين قراء مملكت هم علاقمندان فراوان پيدا كرد. صاحب نظران در موسيقي ايران ، متفق القولند كه وي يكي از بهترينهاي آواز ايران بوده كه هيچوقت خاطره او در آواز و موسيقي سنتي ايران فراموش نخواهد شد.

 

دانلود قطعه آوازی در دستگاه همایون

آواز استاد ایرج به همراهی تار استاد جلیل شهناز و  ویولن استاد همایون خرم

و سنتور استاد منصور صارمی و تنبک استاد امیرناصر افتتاح

اجرا شده در برنامه شماره 14 گلهای تازه

غزل آواز از حافظ

دوستان وقت گل آن به که به عشرت کوشیم

سخـن پیـــر مغـان است و به جـان بنیـوشیم

نیـست در کـس کـرم و وقـت طـرب مـی گذرد

چـاره آن است کـه سجــاده به می بفروشیم

خوش هوایی است فرح بخـش خدایا برسان

نازنیــنی کـه بـه رویـش می گلگــون نوشیم

گـل بـه جــوش آمـد و از مـی نـزدیـمـش آبی

لاجرم ز آتـش حـرمان و هـوس می جوشیم

مـی کشیــــم از قـدح لاله شــرابـی موهـوم

چشم بد دور که ما بی می و مطرب مدهوشیم

گـل بـه جــوش آمـد و از مـی نـزدیـمـش آبی

لاجرم ز آتـش حـرمان و هـوس می جوشیم

حافظ این حال عجب با که توان گفت که ما

بلبلانیم که در موسم گل خاموشیم

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

برای عنوان نظرات خود روی لینک زیر کلیک کنید.

نظرات بازدیدکنندگان


2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم دی 1388ساعت 15:49  توسط علی شریفی  |  نظرات شما >


 موضوع : یادی از بزرگان موسیقی آوازی ایران ؛ استاد محمود محمودی خوانساری


محمود محمودي خوانساري به سال1313هجري شمسي درشهر زي ب اوسرسبز خوانسار در خانواده اي متقي ديده به جهان گشود. پدرش حجت الاسلام آقا سيد جمال الدين محمودي كه از مقبوليت و احترام بسزايي در ميان قاطبه ي اهالي خوانسار برخوردار بود، از همان اوان كودكي محمود به وي توجه خاصي مبذول مي داشت، زيرا عميقا به طبع حساس فرزندش پي برده بود. ه همين لحاظ محمود را زير نظر گرفته و در فرصت هايي كه به دست مي آورد فرزند دلبندش را با اصول مقدماتي فقه و عربي و آثار ادبا و شاعراني نظير :سعدي،حافظ،مولانا و غيره آشنا مي نمود. صوت دلنشين محمود در همان دوران خردسالي همگان را به تحسين و اعجاب وا ميداشت و او كه راه خود را شناخته بود با اشتياق زائدالوصفي به آواز خوانندگاني مانند:طاهرزاده ،اديب خوانساري و تاج اصفهاني گوش فرا مي دادو با استفاده ازهوش سرشار و استعداد خداداداش از صداي اين بزرگان بهره مي گرفت، مضافا اين كه در سال 1325با احداث كارخانه برق در شهر خوانسار امكان به كارگيري از راديو در سطح گسترده تري براي مردم فراهم گرديد و محمود با شنيدن آواي هنرمندان موردعلاقه اش همه چيزرابه فراموشي مي سپرد.
درسال1326پدرش به طور ناگهاني رخت از اين جهان بربست و فقدان پدر ضربه سختي به روح حساس محمود وارد ساخت و از طرفي او چون محيط خوانسار را براي پرورش و اعتلاي استعداد بي كران خود محدود مي ديد،مدت زمان كوتاهي پس از درگذشت پدر به تهران عزيمت و در مدرسه اديب به ادامه تحصيل پرداخت و ضمن آن از هر فرصتي به منظور فراگيري رديفها و گوشه هاي موسيقي ايراني استفاده ميكرد و در اين راستا به تدريج پايش به محافل هنري گشوده شد و با هنرمنداني فراخور سن و موقعيت آن زمان خويش آشنا گرديد.
درسال1335استادابوالحسن صبا در محفلي باصداي محمودي خوانساري آشنايي حاصل نمودو به مصداق قدر زر زرگر شناسد،اين ابر مرد موسيقي اصيل ايراني ،صوت محمودي را بسيارگرم و با اصالت يافت و به نامبرده علاقمند گرديد و از وي دعوت نمود تا نسبت به تكميل رديفهاي موسيقي وگوشه هاي مختلف ومتنوع هنرآواز زيرنظر وي به كار بپردازد و به تصديق كساني كه ناظر و مطلع بر ديدارهاي بعدي استادابوالحسن صباو محمودي خوانساري بوده اند، استادصبا به دليل شناخت صحيحي كه از نجابت و شخصيت و نيز آينده صداي محمودي به دست آورده بود در كار تعليم وي اصرار و علاقمندي زيادي نشان مي داده است لكن متاسفانه بعلت درگذشت استاد صبا اين ارتباط ديري نپاييد و محمودي خوانساري درسال 1337تهران را به قصد شيراز ترك و در آنجا با راديو شيراز به همكاري پرداخت.استادمحمود محمودي خوانساري علاوه بر اجراي برنامه، سرپرستي موسيقي اصيل راديو مذكور را نيز به عهده داشت.برنامه هاي هنري محمودي خوانساري با اقبال مردم شيراز روبرو و به سرعت چهره اي شناخته شده بشمار آمد. اين هنرمند در نيمه دوم سال 1338 به تهران مراجعت و به دعوت شادروان داود پيرنيا در برنامه مشهور "گلها"به همكاري پرداخت. اولين كار هنري محمودي خوانساري "برگ سبز شماره 56"بود و از آن پس آثار ارزنده متعددي را تحت عناوين:"گلهاي رنگارنگ،برگ سبز،شاخه گل و گلهاي تازه" دركنار اساتيد و هنرمندان بزرگي چون شادروان :مرتضي محجوبي،احمد عبادي،حبيب الله بديعي ،پرويز ياحقي، همايون خرم، حسن كسائي، جليل شهناز، فرهنگ شريف و شادروانان لطف الله مجد و رضا ورزنده به وجود آورد.
محمودي خوانساري در آواز از صدايي گرم و سبكي مخصوص به خود برخوردار بود. وي ضرب را خوب مي شناخت و مي نواخت و در اجراي قطعات ضربي احاطه اي كامل داشت و به سه تار نيز علاقمند و آشنا بود. وي در اثر مطالعات مستمر در امر شعر و موضوع تلفيق شعر و موضوع تلفيق شعر و هنر آواز شناخت عميقي در اين راه كسب نموده بود كه در آثار جاودانه وي اين تاثير به خوبي مشاهده مي شود.
محمود محمودي خوانساري از سال1349در برنامه "نوايي از موسيقي ملي" كه با سرپرستي اسدالله ملك و همكاري دكتر منوچهر جهانبگلو تدارك مي يافت همكاري فعالانه اي را آغاز نمود. "نوايي از موسيقي ملي" به سرعت در ميان هنر دوستان و عاشقان موسيقي اصيل مقبوليت يافت و ترانه هاي ارزنده و به يادماندني "مرغ شباهنگ" در مايه افشاري،"ميخانه"در مايه دشتي، "سكوت ومستي"در سه گاه هر سه از ساخته هاي با ارزش اسدالله ملك و "لاله پرپر" ساخته فرهنگ شريف،حاصل همكاري محمودي خوانساري با برنامه"نوايي از موسيقي ملي" طي اين سالها مي باشد. طي مصاحبه هايي كه با محمودي خوانساري بعمل آمده،وي همواره عنوان مي داشته كه قبيله اش همه از عالمان دين بوده اند و به دليل همين قرابت و وابستگي زندگي و آثار هنري وي محشون از جنبه هاي روحاني و عرفاني بوده و از معنويت خاصي برخوردار مي باشد. اين هنرمند آزاده از شركت در محافل و مجالسي كه با روح هنر واقعي مغايرت داشت دوري مي جست و در جهت اعتلاي هنر خود تلاشي وافر داشت. استاد محمودي همواره خود را يك طلبه مي دانست و با تواضع عنوان مي داشت كه از همه بزرگان موسيقي ايران كسب فيض كرده و همه را استاد خود بشمار مي آورد، استاد فرزانه با وجود فرصت هاي بسيار مناسبي كه وي را قادر به استفاده در امور مادي در سطحي بالا قرار مي داد،با اعتقاد به اين كه هنر يك وديعه الهي است هرگز خود را آلوده موقعيت هاي كاذب نكرد و در انزوا و بي نيازي كامل زندگي را سپري و سرانجام در دوم ارديبهشت ماه سال 1366هجري شمسي دنياي فاني را ترك و روحش به گلشن رضوان پرواز نمود.روانش شاد.
حضور گسترده و بي سابقه علاقمندان به هنر آواز موسيقي اصيل و سنتي و توده مردم در مجالس متعددي كه به مناسبت در گذشت اين هنرمند دل سوخته برگزار گرديد و نيز تجليل بي سابقه رسانه هاي گروهي از استاد محمودي خوانساري خود گواه بر وجود صفات بارز فوق الذكر نزد اين هنرمند والا بوده است. 
 

دانلود قطعه آوازی در مایه افشاری

آواز استاد محمود محمودی خوانساری به همراهی تار استاد فرهنگ شریف

و ویولن استاد اسدالله ملک و تنبک استاد جهانگیر ملک

اجرا شده در برنامه نوایی از موسیقی ملی

غزل آواز از بانو زهره (منصوره اتابکی)

ای ساقی آتـش خو مسـت از مـی نابم کن

با یک دو سه پیمانه مستم کن و خوابم کن

از رنـج و غم هسـتـــی فـارغ کنـدم مستی

آبـادم  اگـر  خـواهـی  از  بـاده  خـرابـم  کـن

در  پـرتـو  پیــمانـه ات  دیـدم  رخ جـانانه ات

ای  زاهـــد  فــرزانـه  دیـوانـه  خـطـابـم  کـن

یک دم به بـرم بنشیـــن اندوه دلم بنـشـان

هر چنـد دگـر خـواهی دشـنام و خطابم کن

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

برای عنوان نظرات خود روی لینک زیر کلیک کنید.

نظرات بازدیدکنندگان


2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم دی 1388ساعت 15:47  توسط علی شریفی  |  نظرات شما >


 موضوع : یادی از بزرگان موسیقی آوازی ایران ؛ استاد عبدالوهاب شهیدی


 

استاد عبدالوهاب شهيدی فرزند مرحوم حسن (صدرالاسلام) متولد 1301 در بخش ميمه اصفهان در خانواده ای روحانی به دنيا آمد، تحصيلات ابتدايي را در ميمه و بقيه را در تهران به پايان رساند. در سال 1318 به خدمت آموزش و پرورش به سمت آموزگاری درآمد و در سال 1320 به سربازي مي رود. پس از پايان خدمت سربازی رسما به عنوان افزارمند در ارتش استخدام می شود.
شهيدی كار هنری را در سال 1322 در گروهي كه عنوان "هنردوستان" را داشت شركت كرده و مدت سه سال تابلو موزيكال (مولانا، ديد موسي يك شباني را براه) و (گل و بلبل از اشعار حافظ) را اجرا و به روی پرده آورد و در كلاس جامعه باربد كه زير نظر استاد اسماعيل مهرتاش اداره می شد به فرا گرفتن سنتور و عود و آموختن آواز اشتغال داشت و در حال حاضر ساز تخصصي او عود (بربط) است. عبدالوهاب شهيدی در سال 1339 در راديو با برنامه "گلها" فعاليت و همكاري خود را شروع كرد و تا سال 1357 در بسياری از اين برنامه ها شركت جسته و در طول اين مدت آثار بزرگي از خود بر جای گذاشت و شهيدی تاكنون هفت صفحه 33 دور از ساز سلوی خود پر كرده و برای شناساندن و آشنايي موسيقي اصيل و سنتي ايران سفرهايي به فرانسه، انگلستان، آمريكا، آلمان، افغانستان كرده و برنامه ای نيز در بزرگداشت مولانا جلال الدين در تركيه بر مزار وی اجرا كرده بود كه با شور و حالي خاص همراه بوده است.
عبدالوهاب شهيدی، احترام فوق العاده ای برای استاد آواز و ساز خود، اسماعيل مهرتاش قائل است و پس از آن به اساتيدي چون: مرتضي محجوبي، مهدی خالدی، حبيب الله بديعي، علي تجويدی، پرويز ياحقي، حسين تهراني، رضا ورزنده، فرامرز پايور،اصغربهاري، حسن كسايي، حسن ناهيد و جليل شهناز عشق مي ورزد. از ميان آهنگ هايي كه تاكنون خوانده، بيشتر از همه به ترانه محلي "آن نگاه گرم تو" كه تنظيم آن از استاد فرامرز پايور و شعر آن از هما ميرافشار است علاقه دارد.

استاد عبدالوهاب شهیدی به همراه استادان اکبر گلپایگانی و حسین قوامی تنها خوانندگانی هستند که در همه سلسله برنامه های گلها از جمله گلهای جاویدان ، برگ سبز ، گلهای رنگارنگ ، یک شاخه گل ، گلهای تازه و موسیقی ایرانی شرکت داشته است. استاد عبدالوهاب شهیدی جزء اولین خوانندگان برنامه گلها بوده است که به همراهی استادان گلپا ، بنان و قوامی برنامه گلهای جاویدان را با همکاری برترین نوازندگان آن دوران اجرا می کرده اند. استاد شهیدی چندین بار هم در برنامه های جشن هنر شیراز شرکت کرده و در این برنامه ها اجراهایی ناب با همکاری استادان جلیل شهناز ، فرامرز پایور ، اصغر بهاری ، حسین تهرانی ، رحمت الله بدیعی ، حسن ناهید و محمد اسماعیلی و... به یادگار گذاشته است. استاد شهیدی در اجرای آوازها و ترانه های محلی بختیاری نبوغ ویژه ای داشته است و این آواز در اجراهای ایشان به وفور یافت می شود.
 

 

دانلود قطعه آوازی در دستگاه ماهور

آواز استاد عبدالوهاب شهیدی به همراهی سنتور استاد فرامرز پایور

اجرا شده در برنامه جشن هنر شیراز

غزل آواز از حافظ

غیـرتم کشـت کـه محـبــوب جهـانی لیـکن

روز و شـب عـربـده با خلـق خـدا نتوان کرد

من چـه گـویم که تو را نازکـی طبـع لطیـف

تا به حدی است که آهسته دعا نتوان کرد

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

برای عنوان نظرات خود روی لینک زیر کلیک کنید.

 

نظرات بازدیدکنندگان


2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم دی 1388ساعت 15:45  توسط علی شریفی  |  نظرات شما >


 موضوع : یادی از بزرگان موسیقی آوازی ایران ؛ استاد عبدالعلی وزیری


عبدالعلی وزیری در سال 1293 در تهران به دنیا آمد. 14 ساله بود که به مدرسه عالی موسیقی آمد و در زمره شاگردان پسر عمویش علینقی وزیری درآمد. او صدای زیبایی داشت و تار نیز می نواخت. علاقه وافری به موسیقی داشت و این امر سبب آن شد که در مدرسه موسیقی اقامت گزیند. او اولین کسی بود که آهنگ های استاد وزیری را خواند و خواننده ای بود که خوب از عهده این کار بر می آمد.

در سال 1308 کلاسی به نام آموزشگاه موسیقی دائر کرد و از سال 1309 در مدرسه دولتی موسیقی، معلم آواز شد. ولی چند سال بعد به مشاغل اداری پرداخت تا این که در سال 1320 به اداره موسیقی کشور بازگشت و به وزارت فرهنگ انتقال یافت. از همان زمان که صدای او از رادیو پخش شد، طرفداران بسیاری پیدا کرد و بهترین خواننده انجمن موسیقی ملی بود.

"حالا چرا" و "آه سحر" از جمله ساخته های روح الله خالقی است که عبدالعلی وزیری آنها را در ارکسترهای انجمن و رادیو اجرا کرد. عبدالعلی به کلنل وزیری و خالقی بسیار علاقمند بود و آهنگ های آنها را با شور فراوان اجرا می کرد. او اولین خواننده ای بود که در برنامه گلها شرکت کرد. او چندی هم در رادیو همراه با تار خود آواز می خواند و چند برنامه مخصوص کودکان هم اجرا کرد که خواستارانی بسیار داشت. عبدالعلی از خوانندگان و نوازندگان بسیار با ذوق رادیو ایران بود که سال ها صوت دلپذیرش از رادیو ایران پخش می شد. عبدالعلی وزیری در سال 1368 از دنیا رفت.
 

دانلود قطعه آوازی در دستگاه ماهور

آواز استاد عبدالعلی وزیری به همراهی پیانو استاد جواد معروفی

و ویولن استاد محمود تاج بخش

اجرا شده در رادیو ایران

غزل آواز از حافظ

دوش بیـماری چـشـم تـو ببــرد از دسـتــم

لیکـن از لطف لبـت صورت جان می بستم

عشق من با لب شیرین تو امروزی نیست

دیر گاهی است کز این جام هلالی مستم

در ره عشق از آن سوی فنا صد خطر است

تا نگـویی که چـو عـمرم به سـر آمـد رستم

عافیــت چشـم مدار از من میـخـانه نشیـن

کـه دم از خـدمـت رنـدان زده ام تا هسـتـم

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

برای عنوان نظرات خود روی لینک زیر کلیک کنید.

نظرات بازدیدکنندگان


2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم دی 1388ساعت 15:44  توسط علی شریفی  |  نظرات شما >


 موضوع : یادی از بزرگان موسیقی آوازی ایران ؛ استاد سید اسماعیل ادیب خوانساری


اديب خوانساري سال 1280 در شهر خوانسار از توابع اصفهان متولد شد و در 18 سالگي نزد سيد عبدالرحيم اصفهاني فنون آواز را با صداي خوشش آموخت و اندك‌اندك در آواز مكتب اصفهان صاحب نام شد. سال 1319 وقتي براي نخستين بار در ايران راديو ملي تاسيس شد، در حالي كه سي ‌و ‌نهمين سال زندگي را مي‌گذراند به خاطر تسلطي كه در آواز داشت و از جمله هنرمنداني محسوب مي‌شد كه راديو به حضورش نياز داشت، به راديو دعوت شد.
همان سال اديب عنوان نخستين خواننده مرد را در راديوي ملي ايران به خود اختصاص داد. او در آن دوره با نوازندگاني چون ابوالحسن صبا، علي‌اكبر شهنازي، حسين ياحقي، مهدي خالدي، مرتضي محجوبي و... همكاري مي‌كرد.

اديب خوانساري طي سال‌هاي حضورش در راديو در تمام برنامه‌هاي راديويي به صورت زنده همكاري داشت و اين همكاري تا سال 1330 نيز ادامه يافت، اما به دليل تغييراتي كه در راديو صورت گرفت، اديب خوانساري از راديو كناره ‌گيري كرد.
با آمدن ضبط مغناطيسي به راديو، اديب خوانساري نيز براي ماندگاري آثارش براي آرشيو راديو، بسياري از آثار خود را براي راديو ضبط كرد؛ اما به سبب دشمني كه يكي از موسيقيدانان آن زمان به نام مشير همايون، شهردار و رئيس شوراي موسيقي راديو با اديب خوانساري داشت، تمامي آثار ضبط شده كه فعاليت 10‌ساله اديب بود از آرشيو راديو پاك شد و همين موضوع ضربه سنگيني به اديب خوانساري وارد و او همكاري خود را با راديو قطع كرد و راديو را از هنر، علم و توانمندي كه در آواز و شناخت دستگاه‌هاي موسيقي داشت، بي‌نصيب گذاشت.

سال 1334 با تغيير در برنامه‌هاي راديويي و حضور داوود پيرنيا در برنامه‌هاي تخصصي موسيقي، از اديب خوانساري براي همكاري مجدد با راديو دعوت شد كه در اين سال‌ها اديب خوانساري علاوه بر آن‌كه از بزرگان موسيقي آوازي در ايران محسوب مي‌شد و صدايش از ماندگارترين‌هاي آواز راديو بود، بر اجراهاي ديگر هم نظارت مي‌كرد و بدين ترتيب سطح كيفي موسيقي آوازي در راديو طي آن دوران كه اديب خوانساري ناظر بر ضبط‌ها و فعاليت‌هاي راديويي بود در رده بسيار موفق و حرفه‌اي قرار گرفت.

 

دانلود قطعه آوازی در دستگاه سه گاه

آواز استاد ادیب خوانساری به همراهی تار استاد موسی معروفی

صفحه گرامافون ضبط شده در سال 1309 در تهران

غزل آواز از سعدی

تو هیچ عهد نبستی که عاقبت نشکستی

مـرا بر آتـش سـوزان نشـاندی و نشسـتی

بنـای  مهــــر  نهــادی  که  پایـدار  نبـاشــد

مرا به بنـد ببـستی خود از کمنـد بجستی

گـرم  عذاب  نمایـی  به  درد  داغ  جـدایی

شکنـجـه تاب نـدارم بریــز خـونم و رسـتی

بیـا که ما ســر هستـی و کبــریا و رعـونت

به  زیــر  پای  نهـادیـم و پای بر  هســتـی

گـرت کسـی بپـرستـد ملامتـش نکـنم من

تو هم در آیینه بنگر که خویشتن بپرستی

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

برای عنوان نظرات خود روی لینک زیر کلیک کنید.

نظرات بازدیدکنندگان


2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم دی 1388ساعت 15:41  توسط علی شریفی  |  نظرات شما >


 موضوع : یادی از بزرگان موسیقی آوازی ایران ؛ استاد جلال تاج اصفهانی


شادروان جلال تاج اصفهانی هنرمند پر آوازه ایرانی درسال 1282 خورشیدی در شهر تاریخی اصفهان دیده به گیتی گشود. پدرش شیخ اسماعیل واعظ اصفهانی علاوه بر استادی در وعظ و خطابه از صدایی خوش نیز بر خوردار بود از این روی به تاج الواعظین نامزد شد و جلال نیز بعد ها به نام پدرش ، « تاج زاده » و سپس « تاج اصفهانی » نام گرفت.
نخستین آموزگار جلال تاج اصفهانی پدرش بود که از 9 سالگی کار آموزش جلال را آغاز نمود. پدرش پس از آن که جلال را با زیر و بم آواز ایرانی آشنا نمود او را به « عبدالرحیم اصفهانی » که از استادان آواز ایران در آن زمان به شمار می رفت ، سپرد. جلال پس از آن که گوشه ها و ردیف های موسیقی را نزد « عبد الرحیم اصفهانی » فرا گرفت پیش استاد « نایب اسداله نی زن » رفت تا ظرایف موسیقی ایرانی را نزد او بیاموزد. پس از آن جلال به سفارش پدر نزد « میرزا حبیب شاطر حاجی » و « حاج عندلیب » که استادان برجسته موسیقی ایران بودند ، شتافت و آخرین استاد او « حسین ساعت ساز» معروف به « خضوعی » بود .
اجرای نخستین کنسرت رسمی تاج در 20 سالگی او در تهران بود. در این کنسرت تاج به همراه مرتضی محجوبی ، غزلی از «فرّخی » و تصنیفی از « بهار » را به زیبایی اجرا نمود. پس از این کنسرت و پیش از آن که رادیو در ایران گشایش یابد ، مردم صدای تاج را بر روی صفحات 78 دور گرامافون می شنیدند. با گشایش رادیوی ملّی ایران ، تاج به رادیو رفت و پس از گشایش فرستنده رادیو در اصفهان ، هر هفته مردم اصفهان این بخت را داشتند که به صدای دل نواز همشهری خود گوش بسپارند.
آن ویژگی که تاج را در شمار بزرگان هنر آواز ایران پر آوازه نموده است جدا از تسلّط کامل او به گوشه ها و ردیف های آواز ایران ، آشنایی او با شعر فارسی و فروتنی شخصی وی بود. حافظه ي خوب تاج نیز که او را دراجرای « مناسب خوانی » یاری می کرد از دیگر ویژگی های او بود.
سبک و شیوه آواز خوانی تاج در « مکتب اصفهان » بود که نسبت به مکاتب دیگر به خاطر هفت اصل انتخاب شعر ، همخوانی شعر و موسیقی ، نوآوری و تازگی ملودی ، گوناگونی تحریر ، جمله بندی ، همسازی و ابداع ، اعتبار خاصی دارد و زنده یاد تاج نیز به این اصول بسیار پای بند بود.
از تاج اصفهانی ترانه ها و تصنیف های زیبایی برجا مانده که هر یک دریچه ای بدیع از اندیشه ، احساس و خیال را به روی ما می گشایند. از مشهورترین تصنیف های تاج « اصفهان » و « رنگ های طبیعت » را می توان بر شمرد . تصنیف « به اصفهان رو ... » سروده ای دل انگیز است از ملک الشّعرای بهار ، زمانی که به حال تبعید در اصفهان به سر می بُرد و هم از غمِ درون  بهار در آن آمیخته ای هست و هم سرچشمه هایي از ستایش زیبایی های اصفهان در عرصه اندیشه بهار و وسعت صدای تاج و اوج هنر آهنگ سازی استاد علی اکبر شهنازی. شادروان جلال تاج اصفهانی در 13 آذر ماه 1360 خورشیدی در سن 86 سالگی در اصفهان در گذشت و در تخت فولاد اصفهان، تکیه سیّد العِراقین آرام گرفت و به این ترتیب مام میهن فرزندی هنرمند را از دست داد؛ امّا نام او برای همیشه در تاریخ هنر موسیقی جاودانه است.

  

دانلود قطعه آوازی در دستگاه همایون

آواز استاد تاج اصفهانی به همراهی پیانو استاد مرتضی خان محجوبی،

 ویولن استاد حسین یاحقی و تار استاد ارسلان خان درگاهی

صفحه گرامافون ضبط شده در سال 1312 در تهران

غزل آواز از سعدی

از تو با مصلحـت خویـش نمـی پـردازم

همچو پروانه که می سوزم و در پروازم

درد پنـهـان فـراقـت به تحـمل بگـذشت

ورنه  از  دل  نرسیــدی  به زبـان  آوازم

گـر توانـی که بجـویی دلم امـروز بجوی

ور نه  بسیـار  بجـویـی  و نیـابـی  بازم

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

برای عنوان نظرات خود روی لینک زیر کلیک کنید.

 

نظرات بازدیدکنندگان


2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم دی 1388ساعت 15:39  توسط علی شریفی  |  نظرات شما >


 موضوع : یادی از بزرگان موسیقی آوازی ایران ؛ استاد سید حسین طاهرزاده


سیدحسین طاهرزاده در سال 1261 ه.ش تولد یافت. پدرش سید طاهر تویسرکانی از تویسرکان همدان برای تحصیل فقه به حوزه علمیه اصفهان عزیمت کرد از این رو سید حسین دوران کودکی و جوانی خود را در اصفهان سپری کرد. حسین در سال 1278 ه.ش به تهران آمد و با جهانگیر میرزا آشنا شد. جهانگیر میرزا نوه حسام‌السلطنه و جوان خوش ذوقی بود که ویولن می‌‌نواخت و در منزلش یک دستگاه حافظ الاصوات (فونوگراف) داشت. سیدحسین طاهرزاده با همراهی ویولن حسام‌السلطنه برای اولین بار آثار آوازی خود را با این دستگاه ضبط کرد. طاهرزاده در منزل حسام‌السلطنه با هنرمندان مشهوری چون میرزاحبیب سماع حضور (نوازنده بزرگ سنتور) و میرزا عبدالله (نوازنده برجسته تار) آشنا شد. همچنین در منزل علی صفا ظهیرالدوله با درویش خان نوازنده مشهور تار آشنا شد و پس از آن سال‌ها دوست و همکار بودند. طاهرزاده در کنسرت‌های انجمن اخوت که به تشویق ظهیرالدوله تشکیل می‌‌شد شرکت کرد و غالباً عواید اینگونه کنسرت‌ها به امور خیریه و کمک به مستمندان اختصاص می‌‌یافت. در سال 1289 ه.ش برای ضبط صفحه به همراه درویش خان (تار) و باقرخان رامشگر (کمانچه) و اسدالله خان (تار و سنتور)، حسین هنگ آفرین (ویولن) و رضا قلی خان (آواز و تنبک) و حبیب الله شهردار (پیانو) و اکبر خان (فلوت و قره نی) به لندن رفت. این سفر از راه روسیه انجام گرفت و در بین راه گروه در شهر رشت توقف داشته و به تقاضای مجاهدان مشروطه سه شب به اجرای کنسرت پرداختند. طاهرزاده یک بار هم به همراه درویش خان و باقرخان رامشگر و اقبال السلطان (آواز) و عبدالله دوامی (تصنیف و ضرب) برای ضبط صفحه گرامافون عازم تفلیس شد و آنها علاوه بر ضبط صفحه دو شب نیز در سالن تئاتر گرجستان کنسرت برگزار کردند. با فروش صفحات مذکور در ایران شهرت سیدحسین طاهرزاده افزایش یافت و به چهره‌ای شناخته شده در میان خوانندگان آن دوره تبدیل گشت. طاهرزاده خوانندگی را شغل و پیشه خود نمی‌ندانست، از این رو در دوران میانسالی و کهولت فقط در جمع دوستان به آواز خواندن می‌‌پرداخت. در سال‌های پایانی عمر چاپخانه‌ای به نام سپهر تأسیس کرد و به کار فرهنگی چاپ مشغول شد. سید حسین طاهرزاده در همان سال‌ها عضو شورای عالی موسیقی رادیو بود. سیدحسین طاهرزاده خواننده‌ای صاحب سبک بود که هم در اجرای قطعات آوازی و هم تصنیف‌ها و قطعات ضربی تبحر داشت.

دانلود قطعه آوازی در شوشتری

آواز استاد حسین طاهرزاده به همراهی فلوت اکبر خان

صفحه گرامافون ضبط شده در سال 1289 (1909 م) در لندن

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

برای عنوان نظرات خود روی لینک زیر کلیک کنید.

نظرات بازدیدکنندگان


2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم دی 1388ساعت 11:7  توسط علی شریفی  |  نظرات شما >


 موضوع : یادی از بزرگان موسیقی آوازی ایران ؛ استاد رضا قلی میرزای ظلی


رضا قلى ميرزا ظلى در سال ۱۲۸۵ شمسى متولد شد. در كودكى، پدرش درگذشت و زير نظر برادر بزرگترش على ‏قلى ‏ميرزا پرورش يافت. هنگام تحصيل در دوره ‏ى دوم متوسطه در اداره‏ ى تلفن استخدام شد و سپس به آموزگارى پرداخت. مدتى هم در مدرسه ‏ى زردشتيان تدريس كرد و سرانجام در بانك ملى ايران استخدام شد. ظلى از جوانى صدايى خوش داشت و برحسب اتفاق در رشت با عارف قزوينى آشنا شد. اين آشنايى سبب شد تا ضمن بهره ‏مندى از صداى عارف، با دستگاه‏ هاى موسيقى ايرانى نيز آشنا شود. او مدتى هم نزد اقبال آذر تعليم آواز ديد. شهرت ظلى در سال‏هاى پيرامون ۱۳۱۰ شمسى بود و به‏ خاطر صداى خوش با چند تن از نوازندگان مشهور آن زمان آشنايى و همكارى هنرى پيدا كرد.
در سال ۱۳۱۲ متخصص ضبط صفحه ‏ى گرامافون كارخانه ‏ى كلمبيا (با برچسب سبز) مجدداً براى ضبط صفحه (اين‏بار به‏ صورت برقى) به تهران آمد و تعدادى صفحه ضبط كرد كه در همان كارخانه در اروپا تكثير گرديد. در آن سال صفحاتى از صداى ظلى ضبط شد كه تنها يادگار باقى ‏مانده از آوازهاى او به ‏شمار مى ‏آيد. اين صفحات در مقايسه با صفحات دوره‏ ى قبل كلمبيا (۱۳۰۵ شمسى) با دستگاه‏ هاى مجهز ترى ضبط شد كه از كيفيت صوتى بهترى برخوردار بود و بر اثر افزايش قطر صفحه (كه از جنس كائوچوى شكننده بود) مدت زمان پخش آن براى هر دو روى صفحه از شش دقيقه به هشت دقيقه افزايش يافت.
بر اثر فروش اين صفحه‏ ها ظلى از شهرت بيش‏ترى برخوردار شد و در كنسرت‏هايى نيز شركت كرد. او در اپرت‏هايى كه بيش‏تر توسط حسين استوار (نوازنده‏ ى پيانو) ساخته شده بود به روى صحنه آمد و به خوانندگى پرداخت. ظلى در حدود سال ۱۳۱۶ به بيمارى سل ريوى دچار شد و پزشكان او را از خوانندگى منع كردند و بنا به تجويز آن‏ها براى تغيير آب و هوا مدتى به شيراز و همدان رفت. ظلى توصيه‏ ى پزشكان را گاه ناشنيده مى ‏گرفت و ناگزير به خوانندگى مى‏ پرداخت. در اين مدت كنسرتى نيز همراه با تار على ‏اكبر شهنازى در تهران برگزار كرد. در هنگام جنگ دوم جهانى بر اثر پيشروى بيمارى سل، جسم او بيش از پيش ضعيف شد و در زمستان ۱۳۲۴ بر اثر سرماخوردگى شديد در بيمارستان بانك ملى در تهران بسترى گرديد و سرانجام در ۲۳ بهمن ۱۳۲۴ درگذشت.
 

دانلود قطعه آوازی در مایه اصفهان

آواز استاد رضا قلی میرزای ظلی به همراهی پیانو استاد مشیر همایون شهردار

صفحه گرامافون ضبط شده در سال 1312 در تهران

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

برای عنوان نظرات خود روی لینک زیر کلیک کنید.

 

نظرات بازدیدکنندگان


2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم دی 1388ساعت 11:5  توسط علی شریفی  |  نظرات شما >


 موضوع : یادی از بزرگان موسیقی آوازی ایران ؛ استاد ابوالحسن اقبال آذر


درباره ‏ى سال دقيق تولد ابوالحسن اقبال آذر (اقبال ‏السلطان) روايت‏هاى مختلفى وجود دارد و ظاهراً دقيق‏ترين آنها سال ۱۲۴۵ شمسى است. وى در روستاى الوند واقع در ۶ كيلومترى قزوين به ‏دنيا آمد. پدرش ملاموسى از مدرسان مدرسه‏ ى حاج ملاصالح قزوينى بود. اين مرد از وجوه شرعى ارتزاق نمی ‏كرد و بعد از فراغت از تدريس علوم دينى، در مزرعه‏ ى خود به كشاورزى می ‏پرداخت و از محصول آن، خانواده ‏اش را اداره مى ‏كرد. اقبال در ۷ سالگى پدرش را از دست داد و همراه خانواده راهى قزوين شد.
اولين زمزمه‏ هاى اين طفل خردسال در دامن طبيعت و به تقليد از صداى پرندگان آغاز شد. اين آغاز راه او بود در سال‏هايى كه شكوه هر صداى خوش، ابتدا در اوج گلدسته‏ ها مى ‏درخشيد و بعد كه در گوش‏هاى مردم مى ‏نشست، رنگ ايمان به خود مى ‏گرفت و در يادها باقى مى‏ ماند. بسيارى از مردم كهنسال آذربايجان وقتى مى‏ خواهند درباره‏ ى اقبال حرف بزنند، ياد كودك ى‏شان مى ‏افتند كه سحرگاهان ماه مبارك رمضان، نواى مناجات او محله را پُر مى‏ كرد. شوق و اشتياق به فراگيرى او را به محضر حاجى ملاكريم جناب قزوينى (از خوانندگان دربار ناصرالدين‏شاه) كشانيد و ظرف مدت كوتاهى به رديف‏هاى موسيقى ايرانى تسلط يافت.
اقبال در جوانى راهى تبريز شد و آواز و قدرت بى ‏نظيرش در مدت كوتاهى باعث شهرت و ورودش به دربار محمدعلى ميرزا (وليعهد) شد. بعد از فوت مظفرالدين‏شاه به‏ همراه وليعهد به تهران آمد و در تكيه‏ ى دولت به خواندن تعزيه مشغول شد. پس از عزل محمدعلى‏ ميرزا به دستور ستارخان دوباره به تبريز بازگشت. در دوره‏ ى احمد شاه مجدداً به تهران آمد و اين پادشاه لقب اقبال ‏السلطان را به او اعطا كرد. سپس خواننده‏ ى مخصوص محمدحسن ميرزاى قاجار شد و با وى مجدداً به تبريز رفت و بعدها در همان شهر مشغول خدمت دولتى شد. تمام كسانى كه شرح زندگى اقبال را نوشته ‏اند، بر اين نكته اذعان دارند كه ارتباط دائمى او با دربار باعث نشد كه او از اصل خود غافل بماند.
پس از آشنايى با درويش‏ خان و ساير نوازندگان آن دوره، براى ضبط صفحه و اجراى كنسرت، سفرى به تفليس كرد. همراهان او در اين سفر عبارت بودند از درويش ‏خان (تار)، باقرخان رامشگر (كمانچه)، سيدحسين طاهرزاده (آواز) و عبداللَّه دوامى (تصنيف و ضرب).


 

دانلود قطعه آوازی در حجاز

آواز استاد اقبال آذر به همراهی کمانچه استاد باقر خان رامشگر

صفحه گرامافون ضبط شده در سال 1293 (1914 م) در تفلیس

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

برای عنوان نظرات خود روی لینک زیر کلیک کنید.

نظرات بازدیدکنندگان


2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم دی 1388ساعت 10:49  توسط علی شریفی  |  نظرات شما >