|
امکانات
آرشیو اطلاعات وبلاگ
------------- لوگو
لینکستان موسیقی سایت :: استاد اکبر گلپایگانی وبلاگ :: استاد گلپا --------------------------- سایت :: بیدارگر سایت :: شهر من اسدآباد وبلاگ :: آثار خوشنویسی آقای جعفر سجادی وبلاگ :: پروانه بی پروا وبلاگ :: اسیری در اثیری وبلاگ :: هشالهفت وبلاگ :: زمین شناسی وبلاگ :: معماری وبلاگ :: شعر ، شور و خاک
طراح قالب Designed by : Ali Sharifi طراح قالب و
سردبیر وبلاگ :
علی شریفی تاریخ تاسیس رسمی وبلاگ : 1384/7/11 همزمان با سالروز
تولدم با همکاری : سعید شریفی POWERED
BY
BLOGFA.COM
آرشیو ماهیانه
آذر 1388 |
موضوع : 29 آذر سالروز درگذشت استاد ابوالحسن صبا بزرگداشت استاد ابوالحسن صبا بیوگرافی استاد صبا ابوالحسن صبا متولد سال 1281 _ از برترین و تاثیر گذارترین اساتید تاریخ موسیقی ایران،که نوازنده سازهای ویولن،سنتور،تار،سه تار،ضرب،کمانچه،نی و ... بوده است.پدر استاد صبا کمال السلطنه نوه محمدخان صبا شاعر و نقاش عهد ناصری و مردی ادیب و با هنر و از شیفتگان موسیقی بود که سه تار می نواخت.پدرش از کودکی ابوالحسن را با آموزش سه تار آشنا کرد و سپس به مکتب میرزا عبدالله (پدر موسیقی سنتی) رفت و سه تار را نزد این استاد فرا گرفت.در مکتب درویش خان به گسترش آن پرداخت و به درجات عالی رسید.صبا علاوه بر سازهای نامبرده شده در نواختن سازهایی چون پیانو،قانون،فلوت، و در آواز نیز تبحر داشت.چنانکه یک موسیقی دان ایتالیایی در باره او گفته است:این مرد به تنهایی یک ارکستر کامل است.او افزون بر نوازندگی به نقاشی،ادبیات،پرورش گل و صنایع ظریفه (از جمله ساختن ساز) آشنایی کامل داشت.استاد صبا بی گمان از نوابغ بزرگ موسیقی ایران به شمار می رود.او خدمات بسیار بزرگی به موسیقی ایران کرد.چنانکه شاگردان او از بهترین نوازندگان به شمار می آیند.طبق آمار تقریبا 2000 نفر از محضر این استاد بهره برده اند.صبا هنگام تحصیل در مدرسه آمریکایی تا حدودی با روشهای موسیقی غربی آشنا گردید.دکتر جردن مدیر مدرسه صبا را با مقدمات نت نویسی آشنا کرد و این آشنایی پس از بنیان مدرسه عالی موسیقی (به دست علینقی وزیری در سال 1302) گسترش یافت.وزیری اداره برخی از کلاسها را به عهده صبا گذاشت.صبا در سال 1306 به همت و پیشنهاد وزیری مدرسه ویژه موسیقی را در رشت تاسیس نمود و دو سال و چند ماه را در رشت و روستاهای شمال ایران سپری کرد.این سرآغازی شد برای کشاندن صبا به سوی نخستین و پایه ای ترین پژوهش موسیقی ایرانی (یعنی موسیقی فولکلوریک) و باقی ماندن آثاری ماندگار از صبا در قالب موسیقی فولکلوریک مثل زرد ملیجه(دشتی)،کوهستانی(دشتی)،رقص چوب(افشاری)،دیلمان(دشتی) و...از استاد صبا ده ها آثار مکتوب و مصوت باقی مانده است.
استاد صبا پس از تاسیس رادیو در سال 1319 به نوازندگی در آن پرداخت و در برنامه های اولیه گلها تکنواز و نوازنده ارکستر بود.از سال 1323 به عضویت وزرات فرهنگ درآمد و چندی توانست استادی هنرستان موسیقی ملی و نیز سرپرستی (رهبر) ارکستر شماره یک هنرهای زیبای کشور را عهده دار شود.در سال 1325 توجه بیشتری به ساز سنتور مبذول داشت و برای اولین بار خط سنتور را وضع کرد.صبا در نواختن سه تار از کاملترین سبک ها برخوردار بوده است.مضرابهای او پرداخته،دقیق،دلنشین و بی تکلف بوده است.او اولین کسی بود که متوجه شد ویولن را نباید مثل کمانچه نواخت و باور داشت ویولن از نظر ساختمانی کاملتر از کمانچه است و نوازنده ایرانی باید بدون هیچ تعصبی آن را بنوازد و به این کار شکلی درست و اصولی داد.همچنین با ابداع نشانه های ویژه ای اجرای تکیه ها و تحریرها (نت های تزئینی) را آسان نمود.در پرورش فرمهای جدیدی که از زمان درویش خان در موسیقی ایران ابداع گردیده بود،از جمله پیش درآمد،چهار مضراب،تصنیف و رنگ و گسترش تکنیکی آنها و به ویژه تنظیم آنها برای ساز ایرانی شده ویولن،نقش صبا غیر قابل انکار است.صبا توانست که در یک خط اجرایی مثلا برای ساز تکنواز ویولن،سه بخش ملودی را با هم ترکیب کند.صبا به موسیقی کلاسیک غربی به خوبی آشنا بود.بتهوون،بارتوک،کدای،پرکوفیف از موسیقی دانهای مورد علاقه اش بودند. خاطره ای از استاد صبا (استاد حسن کسایی) از راديو برگشته بوديم ، غروب بود و خيابان خلوت و آرام . با استاد صبا و استاد مرتضی محجوبی به انتظار درشكه ايستاده بوديم . آن وقت ها وسيله نقليه موتوری نبود ، اگر هم بود به تعداد انگشتان دست بود، درشكه ها اغلب با مسافر از مقابل ما می گذشتند . زمانی بعد درشكه ای در برابرمان ايستاد. درون درشكه دو مرد تنومند كه ظاهر لوطی های سرگذر را داشتند نشسته بودند ، يكی از آنها پياده شد و با همان لحن خاص اين جماعت به استاد صبا كه ویولن در دست داشت به ما تحكم كرد كه سوار شويم . هر سه نفر مدتی هاج و واج مانده بوديم ، لوطی گفت : ما در اين غروب دلتنگيم ، بايد به خانه ما بيايد و برايمان ساز بزنيد! جای امتناع نبود ، چون ترديد ما را ديدند يكی از آنها فرياد كشيد كه ما و سازمان را در هم خواهد شكست ! ناچار سوار شديم بعد به خانه شان رسيديم . مدت زمانی بعد يكی از آنها رو به استاد صبا كرد و گفت : بزن ، استاد به ناچار ویولن را بر شانه گرفت . ساز را كوك كرد و شروع به نواختن نمود ، هنوز لحظاتی كوتاه از ساز زدن نگذشته بود كه يكی از همان مرد ها با حيرت و كنجكاوی رو به استاد صبا كرد و گفت : ببينم تو استاد صبا نيستی؟ صبا با خنده گفت : باشم يا نباشم مهم اين است كه فرصتی دست داده تا در خانه شما بپاس بی ريايی و محبت و جوانمرديتان سازی بزنم . مرد اصرار كرد و چون دانست واقعا خود استاد است . ساز را از دست استاد گرفت ، بر دست او بوسه زد و زار زار گريست و از اينكه با استاد چنين رفتار و تحكمی داشته عذر خواهی كرد. من بوضوح بغض و گريه صبا را ديدم. استاد برخلاف اين درخواست ، با شور و هيجان بيشتری نواخت و به من نيز فرمود كه به همراهش نی بنوازم. آن شب يكی از شبهای فراموش نشدنی زندگی من است. منبع:فصل نامه هنر، پاييز 64- شماره نهم – مصاحبه با استاد حسن كسايی خاطره ای از استاد صبا (استاد جواد بدیع زاده) در اولين سفري كه به دعوت كمپانی سودا به همراه صبا عازم حلب و بيروت شديم ، بعد از اقامت كوتاهی در بغداد با يك ماشين كه راننده آن مرد عربی بود ، بطرف شام حركت كرديم و براي رسيدن به اين مقصد می بايست از صحرای شام عبور كنيم. در اين راه تا رسيدن به مقصد هيچ آبادی و شهری قرار نداشت . راننده عرب چون ازصحرا و وضع آن بي اطلاع بود تا نزديك غروب در حدود ده، دوازده ساعت ، صحرای شام را طی كرد . نزديك غروب در محلی از صحرا قرار گرفتيم كه نه راه پس داشتيم و نه راه پيش . گم شدن در صحرا در آن موقع كه صحرا مثل دريا و اقيانوس بود حكم مرگ داشت و راننده عرب راه اصلی را به علت بی اطلاعی گم كرده بود و اين برای ما مساوی مرگ بود.در وسط صحرا جنبنده ای پيدا نمی شدجز خار مغيلان كه غذای شتران است.من و صبا و ديگر همراهان مدت 4 شبانه روز در آن محل نامشخص سرگردان منتظر رسيدن مرگ بوديم،ولی بخت ما را ياری كرد و بالاخره در چهارمين روز سرگردانی در حدود ساعت 12 شب صبا كه از ما،باهوشتر بود گفت : صدای حركت ماشينی را ميشنوم و گوش خود را به زمين گذاشت و دوباره گفت : صدای حركت ماشين را حس می كنم و در همان لحظه روزنه كوچكی از اميد به گوشه چشم ما باز شد . بعد از چندی كه هوا روشن شد ، خود را به سرعت به ماشين بزرگ رسانديم . همگی شاد و شنگول شديم.صبای مرگ به چشم ديده و به جان آمده وسط صحرای شام ويولن رابرداشت و در سه گاه در آمدی كرد و من نيز حال گمشده خود را باز يافتم و در همان مايه و در همان حال غزل زير را خواندم . مشتاق بندگی و دعا گوی دولتم باز آی ساقيا كه هوا خواه خدمتم معلوم است كه وسط صحرای شام با غزل حافظ و ساز صبا چه عالمی پيدا كرديم . آنگاه همگی سوار اتوبوس صحرايی شديم و من در كنار صبا نشستم و به صبا گفتم : چهار مضرابی كه وسط صحرا زدی بداهتا زدی ، يا سابقه داشت؟ گفت : مختصری در مغزم بود و چندان بی سابقه نبود . گفتم : چهار مضراب خوبی بود . يادداشت كن تا از خاطرت محو نشود تا به موقع خود ضبط كنيم . گفت : اين چهار مضراب را من « زنگ شتر » نام گذاشتم كه چندی است در خاطر دارم و به شاگردان خود تعليم ميدهم و بلافاصله توی اتوبوس قوطی سيگار خود را در آورد و روی قوطی سيگار ، چهار مضراب را نوشت و اين همان زنگ شتری است كه صبا در صفحات كمپانی سودوا آن راضبط كرده و روی صفحه نوشته به ياد غزاله(نام دختر صبا) و اكنون پس از سالها اين چهار مضراب به چند رقم با اركسترهای گوناگون ضبط شده و در واقع تمرين نوازندگان سازهاست. منبع:مردان موسيقی سنتی و نوين ايران به نقل از سيد جواد بديع زاده اساتید صبا خود استاد صبا در جایی اشاره فرموده که از چهل استاد درس گرفتم ولی مشهور ترین اساتید استاد صبا عبارتند از: میرزا عبدالله،درویش خان،حاجی خان ضرب گیر،علی اکبر شاهی،حسین خان اسماعیل زاده،حسین هنگ آفرین و... شاگردان صبا همانطور که اشاره شد استاد صبا نزدیک به 2000 شاگرد پرورش داده است اما معروفترین شاگردان صبا عبارتند از: ساز ویولن:علی تجویدی،حسین یاحقی،مهدی خالدی،حبیب اله بدیعی،پرویز یاحقی،همایون خرم،اسداله ملک، حسین قنبری، ابراهیم منصوری،عبداله جهان پناه،مجید وفادار و... فرامرز پایور و حسین ملک (سنتور)،مرتضی نی داود (تار)،حسن کسایی (نی)،حسین تهرانی (تنبک)،مهدی مفتاح،حسین دهلوی و در آواز هم اکبر گلپا یگانی،بنان، ایرج،ملکه برومند و... و ده ها شاگرد ممتاز دیگر درگذشت صبا جنگ جهانی دوم اثرات نامطلوبی بر صبا گذاشت و به علت آسیب هایی که در اثر جنگ جهانی دوم متحمل شده بود مرگ زودرس و ناگهانی داشت.به طوریکه در 29 آذرماه 1336 در سن 55 سالگی به علت بیماری قلبی درگذشت. پس از مرگ صبا خانه مسکونی او واقع در خیابان ظهیر الاسلام تهران از سوی خانواده اش به وزارت فرهنگ و هنر واگذار گردید که به موزه صبا معروف شد.در این موزه آلبوم های عکس،دست نویسها و نت،نامه ها، دفترچه یادداشت ،شماری صفحه،دیاپازون و مترونم،گرامافون،سنتور،کمانچه،ضرب،نی،سه تار منبت کاری شده کار خود او،ویولن دست ساز،تابلوی رنگ روغن و دیگر وسایل شخصی استاد صبا نگهداری می شود.این موزه در تاریخ 21 آبان ماه 1353 به دست استاد علی اکبر شهنازی گشایش یافت. خاطره ای از استاد گلپا در سالهای دور شبها دوره هایی داشتیم که به اتفاق اساتیدی چون ابوالحسن خان صبا،نور علی برومند،حاج آقا محمد ایرانی،تیمسار مختاری،علی تجویدی،یوسف فروتن،مرتضی محجوبی،احمد عبادی،حسین تهرانی و... که شبها دور هم جمع می شدیم و جلسات ومباحث و ردیف های موسیقی و صحبت و ... برگزار می کردیم.ولی هر وقت راجع به شب صحبتی می شد استاد صبا این بیت را می خواند: ما صوفیــان صفــــا از روز در تعبیم خورشید اختر روز،ما اختران شبیم منبع:سی دی "شماره 3" سرگذشت استاد گلپا از خداوند متعال خواهان شادی روح این بزرگمرد هنر ایران هستم.روحش شاد و یادش گرامی باد.
2
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آذر 1384ساعت 3:6 توسط علی شریفی
| نظرات شما >
| ||