هوس میکده
هــوس میــکــده داره دل دیـونه مـن نمی دونه بی تـو ایـام بهـارو چه کنه
آخـه با خونه خرابه، غم عشـق تو بگو
دل آشفـته بی صـبر و قرارو چه کنه می دونی که هر شـب این دیونه تو
مست مست میاد به سوی خونه تو ای مسافر ای عزیزم ای بهار آرزویم
بی تو هر شب،غم نشسته در کنارم،روبه رویم
بغض تنهایی شکسته،ناله ام را در گلویم
___________________________________________
خواننده:استاد اکبر گلپایگانی آهنـگ سـاز:محمـد حیـدری
ترانـه سـرا:همـا میـر افشـار آهنـگ:همایون (شوشتری)
برای شنیدن آهنگ «هوس میکده» اینجا
[havase meykade] کلیک کنید.
_______________________________________________________
خزان گشته بهارم
آن چه در گذشـته کردم،چـون به یادم آید نالـه هـا ز حسـرت،تا گردون،از نهـادم آید
هـر چـه بـا صفــاتر بودم،جـز جفـا ندیـدم کی شود که روزی یا شامی،بر مرادم آید
در بهـار عشـق و مسـتی من شد فسـانه رنـج هسـتی من
دگر خـزان گشته بهـارم،کجا بـرم این دل زارم
چـه می شود آخـر کـارم،همـدمی ندارم هر جا دامی بر سر راهم،زین همه صیادم
من چون مرغی،در پی دانه،در دام افتادم
آن شب که بی خبر بودم،کسی نشد چراغ راهم
اکنون که دیده بگشودم،دگر فتاده ام به چاهم
___________________________________________
خواننده:استاد داریوش رفیعی آهنـگ سـاز:مجـیـد وفـادار
آهنـگ:دستگاه شور (پرده دشتی)
_______________________________________________________
دوم بهمن ماه،سالروز درگذشت داریوش رفیعی
زنده یاد استاد داریوش رفیعی در سال 1306 در شهرستان بم کرمان به دنیا آمد.به خواندن اشعار محلی رغبت زیادی نشان می داد.صدایش گرفتگی و شور و حال خاصی داشت.در ارکسترها غالبا ضرب را خودش می گرفت.بنابراین ضرب شناسی اش که شرط اول تصنیف خوانی و به خصوص ضربی خوانی است خوب بود.داریوش دارای صفات عالی انسانی و خلق و خوی نجیبانه و بسیار لطیفی بود که از اصالت خانوداگی اش مایه گرفته بود.داریوش از سال 1327 همکاری خود را با ارکستر شماره 2 رادیو آغاز کرد.ردیفها را از خوانندگان قدیمی از جمله جواد بدیع زاده فرا گرفت و به وسیله همین هنرمند به رادیو راه یافت.اما متاسفانه زندگی هنری و شخصی داریوش رفیعی مستدام نبود و متاسفانه به دلیل اعتیاد و بیماری کزاز در سن 31 سالگی در دوم بهمن ماه 1337 در گذشت.
بیژن ترقی ترانه سرای معاصر در مورد رفیعی و مرگ زودرس او چنین می گوید:حضور او و رفتار گرم و صمیمانه اش شور و حال خاصی به محفل دوستان می بخشید ولی متاسفانه دیری نپایید که توفان حوادث و حملات بیماری صعب العلاج کزاز چراغ عمرش را ناباورانه خاموش کرد.روزی که او را به بیمارستان می بردیم (روز درگذشت او) در جاده کرج برف می بارید.جاده خلوت بود،کلاغ ها سر و صدای غریبی راه انداخته بودند.به یاد دارم به من گفت :مرا بلند کن می خواهم منظره برف و زمستان را یکبار دیگر ببینم.اما متاسفانه لحظاتی بعد بدرود گفت.در روز خاکسپاری او گورستان ظهیر الدوله تا آن روز چنان جمعیتی به خود ندیده بود.هوا سرد بود و برف همچنان می بارید و صدایی نجوا کنان در گوشم می پیچید:
رختخواب مرا مستانه بنداز،طبیب دردم تو پیچ پیچ خم میـخانه بنداز،طبیب دردم
ترانه ای که اولین بار آن را داریوش رفیعی خواند و بعدها کورس سرهنگ زاده و باز هم بعدها داریوش اقبالی (خواننده ترانه های پاپ) در قالب موسیقی دستگاهی ایرانی این ترانه را به علت علاقه وافر به داریوش رفیعی خواند.از داریوش رفیعی ترانه ها و تصنیف های زیادی به یادگار مانده است.او دوستی عمیقی با پرویز یاحقی،نواب صفا،جواد بدیع زاده،همایون پور،مجید وفادار،محجوبی،اکبر گلپایگانی،ترقی و... داشته است.روحش شاد و یادش گرامی باد.