تبليغاتX
[Avaye Golpa] The Monarch  Avaz in Iran
 
[  نمی دونم چه دردی داری ای دل که هر شب تا سحر بیداری ای دل ! گلت را شاید از غم ها سرشتند که از خود هم تو در آزاری ای دل ! - آوای جاودان استاد اکبر گلپایگانی و سایر اساتید ، اخبار موسیقی ، عرضه آثار هنرمندان و... در وبلاگ آوای گلپــا ]



 موضوع : گلهای تازه 10 (استاد گلپا) و سالروز بزرگداشت سعدی و سالروز درگذشت استاد خوانساری


 گلهای تازه 10

برنامه گلهای تازه 10 از برترین برنامه های تاریخ گلهاست.آوای بی نظیر استاد گلپا در اجرای آواز این برنامه جزء ماندگارترین و جاودان ترین برنامه های گلها بوده است. این برنامه با هنرمندی این هنرمندان تنظیم یافته است:

خواننده: استاد اکبر گلپایگانی ، نوازندگان: استاد اسدالله ملک (ویولن) ، استاد فرهنگ شریف (تار) ، استاد مجید نجاهی (سنتور) ، استاد جهانگیر ملک (تنبک) ، غزل آواز و اشعار متن برنامه : شیخ اجل سعدی شیرازی ، گوینده : فخری نیکزاد

پیوند روح

ای باد بامدادی خوش می روی به شادی              پیــوند روح کردی ، پیـغــام دوســت دادی

بر بوسـتان گذشتی ، یا در بهشـت بودی              شاد آمدی و خـرم ، فرخنــده بخــت بادی

اول چـراغ بودی ، آهســته شمـع گشتی              آســان فـرا گرفـتـــم ، در خـرمـن اوفتادی

گر در غمـــت بمیـــرم ، شــادی روزگارت              پیوسـته نیکـوان ، غم خورده اند و شـادی

                                                                                                    "سعدی"

______________________________________

برای شنیدن «گلهای تازه 10» اینجا [Golhaye Tazeh 10] کلیک کنید.

___________________________________________________________

یک اردیبهشت سالروز بزرگداشت سعدی

مشنو ای دوست که بعد از تو مرا یاری هست      یا شــب و روز بجـز فکــر توام کاری هست

مشرف الدین مصلح بن عبدالله سعدی شیرازی نویسنده و شاعر توانای قرن هفتم است.وی در شیراز به کسب علم پرداخت و سپس به بغداد رفت و در مدرسه نظامیه به تعلم مشغول گشت. اما پس از چندی به شیراز بازگشت و به تصنیف سعدی نامه یا بوستان (سال 655) و گلستان (سال 656) پرداخت.

شور و زنده دلی ، سرزندگی ، سودازدگی ، درک کامل زندگی و قلب پرطپش زندگی چیزهایی است که رایحه آنها از شعر سعدی به مشام می رسد. در واقع همه این الفاظ از یک چیز حکایت می کند : "سودازدگی و عاشقی"

غم عشق اگر بکوشم که ز دوستان بپوشم         سخــنان سـوزنـاکـم بدهـد بر آن گـواهــی

سعدی بی تردید عاشقی راستین بوده ، چرا که سوز درونش که در سخنش جاری است از چیزی خبر می دهد. به گفته خودش "سعدی این ناله دلسوز تو بی چیزی نیست" و به قول حافظ "آری آری سخن عشق نشانی دارد" و این نشان در سخن سعدی هست و در همه جا خود را بروز می دهد. سعدی از عهد جوانی تا ایام پیری در آرزو و خواهش عشق سر کرده است. غزلیات او سراسر وقف عشق است و عشق گویا در نظرش ناتمام می نموده است. او به انسان خاکی که در چنگ غرایز و حب ذات و قدرت جویی و خودبینی گرفتار است درس می دهد که چگونه غرایز را رام سازد و زمام عقل و اعتدال را بر گردنش نهد و انسان آرمانی را در مقابل همان انسان خاکی برابر می نهد و او را به دنیایی برتر رهنمون می شود. جای بسی شگفتی است  که هم در گلستان و هم در بوستان بابی از عشق مفتوح است. این نیست مگر آنکه سعدی در هر حال و مقامی عشق و جمال پرستی را لازمه انسان و حس بشریت می داند. انسان خاکی وابسته به غرایز به نحوی در چنگال آن گرفتار است و انسان آرمانی را نیز (اگر یافته شود) بی عشق انسانیتی نیست.

سعدی در برابر چهره معشوق بی تاب است. او را "از روی خوب شکیب نیست". دیده بر دیدار معشوق گماشتن را سرنوشت و تقدیر زندگی خود می داند و چنین می پندارد : فایده بینایی در آن است که روی دلبر بیند و اگر چنین نباشد پس چه فایده در بینایی هست.

 دیده را فایـده آن است که دلبــر بیند       ********      ور نـبیــند چه بود فـایــده بیــنـایی را

سعدی یکی از ارکان چهارگانه قومیت و ملیت ایرانی است و در کنار حافظ و فردوسی و مولانا از سازندگان بنای پرعظمت زبان و ادب فارسی به شمار می رود و مایه افتخار و سرافرازی هر فارسی زبان و ایرانی است. وفات سعدی بین سالهای 691 تا 694 هجری قمری در شیراز اتفاق افتاده و آرامگاه جدید او در اردیبهشت ماه سال 1331 برپا شده است.

 خلق گویند برو دل به هوای دگری ده      ********      نکنم خاصـه در ایـام اتابـک دو هوایـی

____________________________________________________________

دوم اردیبهشت سالروز درگذشت استاد محمودی خوانساری

استاد محمود محمودی خوانساری در سال 1313 در شهرستان خوانسار متولد شد.صوت دلنشين محمود در همان دوران خردسالی همگان را به تحسين و اعجاب وامی داشت و او كه راه خود را شناخته بود با اشتياق زائد الوصفی به آواز خوانندگانی مانند: طاهر زاده، اديب خوانساری و تاج اصفهانی گوش فرا می داد و با استفاده از هوش سرشار و استعداد خدادادیش ازصدای اين بزرگان بهره می گرفت، مضافا اين كه درسال 1325 با احداث كارخانه برق در شهر خوانسار امكان به کارگیریی از راديو در سطح گسترده تری برای مردم فراهم گرديد و محمود با شنيدن آوای هنرمندان مورد علاقه اش همه چيز را به فراموشی می سپرد. درسال1326 پدرش به طور ناگهانی رخت از اين جهان بربست و فقدان پدر ضربه سختی به روح حساس محمود وارد ساخت و از طرفی او چون محيط خوانسار را برای پرورش و اعتلای استعداد بی كران خود محدود می ديد، مدت زمان كوتاهی پس از درگذشت پدر به تهران عزيمت و در مدرسه اديب به ادامه تحصيل پرداخت و ضمن آن از هر فرصتی به منظور فراگيری رديفها و گوشه های موسیقی ايرانی استفاده می كرد و در اين راستا به تدريج پايش به محافل هنری گشوده شد و با هنرمندانی فراخور سن و موقعيت آن زمان خويش آشنا گرديد. نکته جالب در مورد استاد خوانساری اینست که او هیچ گاه ازدواج نکرد و تا آخر عمر در تنهایی به سر برد.

محمودی خوانساری در سال 1337 تهران را به قصد شيراز ترک و در آنجا با راديو شيراز به همكاری پرداخت. استاد محمود محمودی خوانساری علاوه بر اجرای برنامه، سرپرستی موسیقی اصيل راديو مذكور را نيز به عهده داشت. برنامه های هنری محمودی خوانساری با اقبال مردم شيراز روبرو و به سرعت چهره ای شناخته شده بشمار آمد. اين هنرمند در نيمه دوم سال 1338 به تهران مراجعت و به دعوت شادروان داود پيرنیا در برنامه مشهور "گلها" به همكاری پرداخت. اولين كار هنری محمودی خوانساری "برگ سبز شماره 56" بود و از آن پس آثار ارزنده متعددی را تحت عناوين: "گلهای رنگارنگ، برگ سبز، شاخه گل و گلهای تازه" در كنار اساتيد و هنرمندان بزرگی چون شادروان: احمد عبادی، حبيب اله بدیعی، پرويز ياحقی، همايون خرم، حسن كسایی ، جليل شهناز، فرهنگ شريف و شادروانان لطف الله مجد و رضا ورزنده به وجود آورد.

محمود محمودی خوانساری از سال 1349 در برنامه "نوایی از موسیقی ملی" كه با سرپرستی استاد اسدالله ملک و همكاری دكتر منوچهر جهانبگلو تدارک می يافت همكاری فعالانه ای را آغاز نمود. استاد محمودی همواره خود را یک طلبه می دانست و با تواضع عنوان می داشت كه از همه بزرگان موسیقی ايران كسب فيض كرده و همه را استاد خود بشمار می آورد، استاد فرزانه با وجود فرصت های بسيار مناسبی كه وی را قادر به استفاده در امور مادی در سطحی بالا قرار می داد، با اعتقاد به اين كه هنر یک وديعه الهی است هرگز خود را آلوده موقعيت هاي كاذب نكرد و در انزوا و بی نيازی كامل زندگی را سپری و سرانجام در دوم ارديبهشت ماه سال 1366 هجری شمسی دنیای فانی را ترک و روحش به گلشن رضوان پرواز نمود. روانش شاد.

با تشکر از داداش عزیزم سعید ، بابت مطلبی از استاد خوانساری

_______________________________________________________

نظرسنجی

قسمت نظر سنجی در وبلاگ قرار گرفت.در اولین نظر سنجی از بازدیدکنندگان محترم خواهشمندیم بنا به سلیقه و احساس خود نوع موسیقی مورد علاقه تان را انتخاب کنید و در نظرسنجی شرکت بفرمایید.در ضمن اگر در این مورد نظر یا پیشنهاد یا توضیحی دارید در قسمت نظرات وبلاگ ، نظراتتان را عنایت بفرمایید.


2 نوشته شده در  جمعه یکم اردیبهشت 1385ساعت 1:39  توسط علی شریفی  |  نظرات شما >