|
امکانات
آرشیو اطلاعات وبلاگ
------------- لوگو
لینکستان موسیقی سایت :: استاد اکبر گلپایگانی وبلاگ :: استاد گلپا --------------------------- سایت :: بیدارگر سایت :: شهر من اسدآباد وبلاگ :: آثار خوشنویسی آقای جعفر سجادی وبلاگ :: پروانه بی پروا وبلاگ :: اسیری در اثیری وبلاگ :: هشالهفت وبلاگ :: زمین شناسی وبلاگ :: معماری وبلاگ :: شعر ، شور و خاک
طراح قالب Designed by : Ali Sharifi طراح قالب و
سردبیر وبلاگ :
علی شریفی تاریخ تاسیس رسمی وبلاگ : 1384/7/11 همزمان با سالروز
تولدم با همکاری : سعید شریفی POWERED
BY
BLOGFA.COM
آرشیو ماهیانه
مهر 1388 |
موضوع : شکوه ناتمام (عدم صدور مجوز برگزاری کنسرت استاد گلپا) شکوه ناتمام حتما همه شما باز هم در جریان عدم دریافت مجوز برای اجرای کنسرت توسط استاد اکبر گلپایگانی قرار دارید. بله متاسفانه باز هم شاهد بی مهری های گوناگون در مورد استاد گلپا هستیم. باز هم دل همه دوست داران ایشان شکسته شد. اما علت چیست ؟ بر ما هم پوشیده است ! در چند روز گذشته به علت ممنوعیت استاد گلپا برای اجرای کنسرت در ایران مطالبی در بعضی از وبلاگ های موسیقی درج شد اما من هم دوست داشتم مطلبی در این مورد بنویسم و در واقع درد دل کرده باشم. مطالبی که بیشتر از همه نظر منو جلب کرد مطالبی بود که دوستی به نام محمد در وبلاگ کرشمه نوشته بود و در واقع بنده با بسیاری از نظرات ایشان موافق هستم. اما من مطلبم را از این جا شروع می کنم که این بی مهری و بی انصافی نسبت به استادان و هنرمندانی که زندگیشان را صرف هنر ناب ایرانی کرده اند تا کی ادامه خواهد داشت؟ تا زمانی که این عزیزان زنده هستند کوچکترین توجهی که به آنها نمی شود هیچ! متاسفانه به شدت مورد بی مهری هم قرار می گیرند. هنرمندی چون استاد گلپا که بیش از نیم قرن فعالیت هنری و تلاش و کوشش در راه اعتلای هنر و موسیقی و فرهنگ ایران زمین داشته امروز هنوز بعد از 28 سال اجازه کنسرت در خاک کشور خودش را ندارد!!! و هر سال دعوت نامه های فراوانی مبنی بر اجرای کنسرت در آمریکا و اروپا و دیگر کشورها دریافت می کند اما دوستداران ایشان در ایران همچنان در حسرت اجرای ایشان هستند.
در طی بیش از نیم قرن فعالیت هنری استاد گلپا که بدون شک در راه پیشرفت و اشاعه موسیقی ایران جزء تاثیر گذارترین هنرمندان بوده است ایشان به افتخارات بزرگ و دست نیافتنی نائل شده اند و هر ساله در کشورهای دیگر و از سوی دانشگاه های بزرگ این کشورها از ایشان تقدیر به عمل می آید و چندین و چند مدرک دکترای افتخاری دریافت می کنند اما در ایران ، در کشور خودش هیچ خبری نیست و حتی به شدت هم مورد بی مهری قرار می گیرد. در مورد نقش استاد گلپا در موسیقی ایران و افتخارات ایشان و نظرات استادان برتر تاریخ موسیقی در مورد ایشان قبلا مطالبی نوشته ام و لازم نمی بینم دوباره به آنها اشاره کنم. اما اگر دوستان خواستند در این زمینه به اطلاعات بیشتری دسترسی پیدا کنند به لینک های زیر مراجعه کنند. نظرات استادان برتر موسیقی در مورد استاد گلپا اما آخرین افتخار استاد گلپا که بدون شک یکی از بزرگترین افتخارات تاریخ موسیقی ایران هم به شمار می آید. استاد اکبر گلپایگانی ، مرد حنجره طلايي ، از سوی یونسکو به عنوان برترین خواننده و آوازه خوان کلاسیک جهان در 100 سال اخیر انتخاب شد. این جایزه با نظر خواهی از موسیقیدانان و خوانندگان کلاسیک برتر جهان و از طرف یونسکو به او تعلق خواهد گرفت و قرار است در 25 اسفند امسال مدال (( رساترین صدا )) را از ژاک شیراک ، رئیس جمهور فرانسه در حضور بزرگان موسیقی کلاسیک جهان در ساختمان سنای فرانسه دریافت کند. بدون شک این بزرگترین افتخاری است که یک هنرمند می تواند در جهان کسب کند. اما این نکته خیلی جالب است که برترین خواننده صد سال اخیر جهان اجازه برگزاری کنسرت در کشور خود را ندارد !!! واقعا ... گـر بـود عمـر بـه میـخــانه روم بـار دگر به جـز از خدمــت رنـدان نکـنم کـار دگر معرفت نیست در این قوم خدا را مددی تا بـرم گـوهـــر خـود را بـه خـریـدار دگر در مورد خبر برگزیده شدن استاد گلپا به عنوان برترین خواننده کلاسیک صد سال اخیر جهان سایت هنر و موسیقی نیز چند وقت پیش این خبر را عنوان کرد و علاقه مندان برای اطلاعات بیشتر می توانند به آدرس سایت هنر و موسیقی مراجعه کنند. هنرمندی دیگر چون استاد ایرج که همچون استاد گلپا سالها در راه پیشرفت موسیقی ما زحمت کشیده وضعیتی بهتر از استاد گلپا ندارد. آزار دهنده ترین خبر در مورد کنسرت استاد ایرج این است که دو ، سه سال پیش هنگام اجرای کنسرت استاد ایرج در کرج وسط برنامه به سالن هجوم آورده بودند و همه چیز را آتش زده بودند و برنامه را تعطیل کرده بودند !!!
عکس برگرفته از وبلاگ استاد ایرج 27 سال بود که علاوه بر این که صدای استادانی چون گلپا و ایرج از صدا و سیما پخش نمی شد حتی اسمی از آنها هم برده نمی شد. من که همیشه برنامه های موسیقایی صدا و سیما را دنبال می کردم هیچ وقت یادم نمی آید که حتی کوچکترین اسمی از این عزیزان برده شود تا جایی که یک شب در برنامه رادیویی شبستانه داشتند بیوگرافی مهیار فیروزبخت را عنوان می کردند که گوینده گفت ایشان با هنرمندانی چون اکبر گلپایگانی و... همکاری داشته است. حتی شنیدن اسم اکبر گلپایگانی چنان مرا خوشحال کرد که اشک از چشمانم جاری شد. با گذشت 27 سال صدای استاد ایرج از رادیو پخش می شد و هنردوستان واقعا خوشحال شده بودند اما متاسفانه بعد از دو ، سه ماهی باز هم پخش صدای استاد ایرج ممنوع شد!
هنرمندی چون زنده یاد استاد علی تجویدی که در قرن گذشته در رده برترین آهنگسازان جهان قرار گرفت در کشور خودش کوچکترین تقدیری از ایشان نشد. با گذشت 4 همایش از همایش چهره های ماندگار تقدیری از ایشان صورت نگرفت و درست زمانی که ایشان با مرگ دست و پنجه نرم می کرد تازه یادشان افتاد علی تجویدی چهره ای ماندگار است و یادم می آید در همایش چهره های ماندگار سال قبل ایشان به دلیل کسالت شدید نتوانستند در مراسم شرکت کنند. هنرمندی دیگر چون استاد فرامرز پایور که به حق جزء برترین موسیقی دانان تاریخ موسیقی ماست هم درست مثل استاد تجویدی دچار همین مساله شد یعنی زمانی که باید از ایشان تقدیر می شد نشد و سال قبل که ایشان به شدت دچار کسالت بودند از ایشان در همایش چهره های ماندگار تجلیل شد اما بدون حضور خود ایشان!!! برنامه آوای ایرانی که در جهت پخش آثار برنامه وزین گلها و معرفی هنرمندان بزرگ به جوانان گام بر می دارد با عدم پخش آثار استادان گلپا و ایرج مواجه است! نمی دانم ما به این کارها به کدام ناکجا آباد می رویم؟ یادم می آید برای اجرای آهنگی از استاد گلپا با برنامه شبستانه از رادیو فرهنگ تماس گرفتم. با این که از قبل مطمئن بودم درخواستم به هیچ وجه اجرا نمی شود اما تماس گرفتم. گوینده گفت صدای ایشان مجوز پخش ندارد! من به شدت ناراحت بودم علت را پرسیدم. اما اصلا جوابی نگرفتم.گوینده به من گفت ما هم مثل شما به این هنرمند بزرگ عشق می ورزیم اما متاسفانه صدای ایشان مجوز پخش ندارد! حدود چهار سالی هست که استاد گلپا و دوستان ایشان در جهت گرفتن مجوز برای اجرای کنسرت ایشان در ایران تلاش می کنند اما کوچکترین موفقیتی حاصل نشده است. یادم می آید قرار بود در نوروز سال 1384 استاد گلپا با هنرمندان بزرگ برنامه گلها در تخت جمشید کنسرت اجرا کنند. من هم از این قضیه خیلی خیلی خوشحال بودم و حتی خانواده من به علت علاقه بیش از حد من به استاد گلپا قرار شد برنامه سفر را تغییر دهند و ما به شیراز برویم اما در خبرگذاری ها خواندم که کنسرت اکبر گلپایگانی در تخت جمشید به علت عدم صدور مجوز لغو شد. پروفسور صحرایی از طرف آکادمی نخبگان جوان خیلی برای گرفتن مجوز این کنسرت تلاش کرد اما نشد که نشد. باز هم قرار بود در تاریخ 17 شهریور همین امسال (همین چند روز پیش) استاد گلپا به همراهی کیوان ساکت در تخت جمشید کنسرت برگزار کنند. مجوز برای کیوان ساکت صادر شد اما استاد گلپا ... نمی دانم امروز در کشور ما بر چه اساس و ملاکی مجوز برای کنسرت صادر می شود؟ هنرمندانی چون استاد گلپا و ایرج که سالها در این عرصه تلاش کرده اند اینگونه با آنها برخورد می شود. اما در این آشفته بازار موسیقی امروز کسانی که می شود به آنها هرچیزی گفت به جز هنرمند ، به راحتی مجوز می گیرند. صداهایی کاملا غیر حرفه ای و کاملا مبتدی که به هر چیزی می خورند به غیر از موسیقی و در عرصه موسیقی پاپ (که حتی بر اصول موسیقی پاپ هم نیست) مجوز دریافت می کنند. هر کسی از سرجایش بلند شده و شده خواننده! موزیک های لس آنجلسی در بین جوانان امروزی بیداد می کند. موسیقی های کاملا بی ریشه و بی اساسی چون متال بین جوانان گسترش یافته! می دانید علت چیست؟ برای این که متاسفانه بعد از انقلاب موسیقی ما نابود شد و امروز چیزی به نام موسیقی فاخر ایرانی مانند گذشته یافت نمی شود. برای این که تمام هنرمندان و موسیقی دانان برتر ما به انزوا و گوشه نشینی کشانده شدند. برای این که اجازه فعالیت نداشتند. برای اینکه به بدترین شکل های ممکن با آنها برخورد شد و به شدت مورد بی مهری قرار گرفتند. هنرمندانی چون حبیب الله بدیعی ، اسدالله ملک ، منصور صارمی ، علی تجویدی ، امیر ناصر افتتاح ، جهانگیر ملک ، مهدی خالدی ، غلامحسین بنان ، حسین قوامی ، محمودی خوانساری و... که در انزوا و خلوت با مرگ دست و پنجه نرم کردند و رفتند. و اما هنرمندانی چون گلپا ، ایرج ، پرویز یاحقی ، فرامرز پایور ، جلیل شهناز ، فرهنگ شریف که امروز زنده هستند برایشان چه کرده اند؟ کورس سرهنگ زاده کجاست؟ عبدالوهاب شهیدی کجاست؟ حتی کسی از وضع آنها اطلاعی ندارد. به تباهی کشیدن موسیقی فاخر و اصیل ایرانی ، به انزوا کشیدن استادان ، عدم اجازه فعالیت این هنرمندان و ... نتیجه اش می شود نابودی موسیقی و هنر و فرهنگ ایران و گسترش موسیقی های مبتذل و بی ریشه آن سوی مرزها. نتیجه اش می شود اینکه چون امروز موسیقی به تباهی کشیده شده است هر کس و ناکس ادعای هنرمندی می کند و به اصطلاح شده خواننده و نوازنده! استاد گلپا همین بی مهری ها را دیده که با آوایی حزین و همراه با بغض می خواند: من آن شمعم که از سر تا به پا پیوسته می سوزم من آن گویای خاموشم که لب از شکوه می دوزم و در جای دیگر می خواند: من رهـگذار خســـته دشـــت جنــونم من مرغک بشکسته پر در خاک و خونم و باز هم با دلی شکسته و با آوایی حزین می خواند: گلپونه های وحشی دشت امیدم / وقت سـحر شد / خاموشی شـب رفت و فردایی دگر شد /من مانده ام تنـها میان سـیـل غمها/ من مانده ام تنهـای تنهـا ! / من مرغک افسرده ای بر شاخسارم / گلپونه ها ، گلپونه ها چشـم انتظارم /من مانده ام تنهـای تنهـا می خواهم اکنون تا سحرگاهان بخوانم ! / افسرده ام ، دیوانه ام ، آزرده جانم / گلپونه ها ، گلپونه ها غمها مرا کشت / گلپونه ها آزار آدمها مرا کشت ! / گلپونه ها دیگر خدا هم یاد من نیست ! / همدرد دل شبها بجز فریاد من نیست / آه ! ای پرستوهای ره گم کرده دشت / با من بمانید با من بخوانید. چیزی که خیلی خیلی تعجب مرا برانگیخت این بود که یکی ، دو شب پیش در یکی از شبکه های خبری متوجه شدم حسام الدین سراج بعد از 3 سال هنوز موفق به دریافت مجوز برای کنسرت نشده است. به غیر از اظهار تاسف کار دیگری می توان کرد؟ آخه سراج چرا؟ علت عدم صدور مجوز برای هنرمندان گذشته شاید به گذشته ایشان و وابستگی به رژیم سابق عنوان شود (که به نظر من به هیچ وجه منطقی نیست و کاملا بی ربط است).اما هنرمندی چون سراج چرا؟ در وبلاگ کرشمه عنوان شده خواننده ای به نام امیر صادقی که از 6 آلبوم او فقط یکی مجوز انتشار گرفته اما به راحتی مجوز اجرای کنسرت را دریافت کرده! باز هم مطلبی در وبلاگ کرشمه خواندم که خیلی اعجاب انگیز بود. استاد محمدرضا شجریان و شهرام ناظری نامه ای از وزارت فرهنگ و ارشاد دریافت کرده اند که هر موقع که دلشان خواست و در هر زمانی و در هر مکانی می توانند کنسرت برگزار کنند و دیگر لازم نیست برای اجرای هر کنسرت مجوز بگیرند. بدون شک نام استاد شجریان نام بزرگی برای موسیقی ماست اما واقعا یعنی استادانی چون گلپا و ایرج کمتر از شهرام ناظری به موسیقی ما خدمت کرده اند! به نظر شما همین فرق گذاشتن بین هنرمندان و تبعیض بین آنها اثرات مخربی ندارد؟ بیشتر از این چیزی نمی گویم و قضاوت را به خود شما واگذار می کنم. با وجود همه این بی مهری ها ما باز هم صبر می کنیم و منتظر صدور مجوز استاد گلپا هستیم اما به قول خواجه شیراز: گویند سنگ لعل شود در مقام صبر آری شود ولیـک به خون جگـر شود از هر کـرانه تیــر دعــا کرده ام روان باشد کـز آن میانه یکی کارگـر شود اما به قول سیمین بهبهانی: گفـت در بنــیـان استـغنـای ما آتـشی فرهـنگ سـوز آویختـند گفتم: اما سالها بگذشت و باز دســت در دامـان ما آویـختــنـد
2
نوشته شده در جمعه بیست و چهارم شهریور 1385ساعت 0:22 توسط علی شریفی
| نظرات شما >
| ||