|
امکانات
آرشیو اطلاعات وبلاگ
------------- لوگو
لینکستان موسیقی سایت :: استاد اکبر گلپایگانی وبلاگ :: استاد گلپا --------------------------- سایت :: بیدارگر سایت :: شهر من اسدآباد وبلاگ :: آثار خوشنویسی آقای جعفر سجادی وبلاگ :: پروانه بی پروا وبلاگ :: اسیری در اثیری وبلاگ :: هشالهفت وبلاگ :: زمین شناسی وبلاگ :: معماری وبلاگ :: شعر ، شور و خاک
طراح قالب Designed by : Ali Sharifi طراح قالب و
سردبیر وبلاگ :
علی شریفی تاریخ تاسیس رسمی وبلاگ : 1384/7/11 همزمان با سالروز
تولدم با همکاری : سعید شریفی POWERED
BY
BLOGFA.COM
آرشیو ماهیانه
مهر 1388 |
موضوع : یادی از استادان حسن کسایی و عبدالوهاب شهیدی در سالروز تولدشان سوم مهرماه تولد استاد حسن کسایی
استاد کسایی از این چوب خشک نغمه ها و نواهایی بیرون می آورد که شنونده به شدت مجذوب و متاثر می شود. ایشان در نواختن نی سبکی منحصر بفرد دارد که بسیار متنوع و تاثیرگذار است. ساز او مجموعه ای از ذوق و هنر و خلاقیت است. استاد کسایی در مصاحبه ای در مجموعه سرگذشت اساتید نحوه علاقه مندی خود نسبت به ساز نی را اینچنین عنوان می کند: اولین باری که صدای نی را شنیدم. صدای نی پیرمردی ریش سفید بود که نوای نی او به شدت مرا به این ساز علاقه مند کرد. و چندین و چند بار از این پیرمرد درخواست می کردم دوباره بنوازد. پس از این قضیه یک نی تهیه کردم اما هر چه تلاش کردم نتوانستم صدای نی را در بیاورم. حتی کوچکترین صدایی! 2 سالی گذشت تا بالاخره به محضر استاد مهدی نوایی رفتم. سالها بعد استاد کسایی به محضر خداوندگار هنر، شادروان استاد ابوالحسن صبا راه می یابد استاد کسایی که در نواختن نی همانند و همتایی ندارد سراغ ستار نیز رفته و اوقات خود را صرف تکمیل این ساز نیز کرده است. استاد کسایی علاوه بر نواختن نی و ستار به نواختن سازهای دیگری چون سنتور و فلوت نیز آشنایی کامل دارد. استاد کسایی در زندگی هیچ وابستگی و تعلق خاطری غیر از موسیقی ندارد. ایشان هنگام نواختن نی چنان تحت تاثیر قرار می گیرد که انگار در عالم دیگری سیر می کند و گاهی هنگام نواختن نی افراد مجلس را از یاد می برد و چون عاشق زاری به پای معشوق سرشک شادی فرو می ریزد. شادی و غم و لذت و درد او در نوای نیش پنهان است. هر وقت شاد و خوشحال باشد نوای نی او جانانه تر است و هنگامی که غمگین باشد سازش دلنشین تر است چون بیان کننده احساسات و علائق درونی اوست. او همیشه به دامان ساز پناه می برد و با این دلدار سخن می گوید و سخن دل می شنود. استاد کسایی در جایی اظهار داشته است: تا چند سال پیش دوستان با اصرار از من می خواستند تا نواهای عربی را برایشان بنوازم اما حالا به دلیل تلاشهای تنظیم کننده برنامه گلها (شادروان داود پیرنیا) هر جا که می روم از من می خواهند به دنبال صدای خسته خود که مثنوی می خوانم نوای نی را هم همراه کنم. استاد کسایی هنر خود را مدیون استاد صبا می داند و می گوید: دل را باید به یک دلدار داد و در آئین او با یک دل، دو دلبر داشتن رسم ادب نیست.
گفته می شود که امروز استاد کسایی در اواخر عمرش گوشه عزلت را گزیده است. در این مورد دکتر داریوش صفوت چنین می گوید: حسن کسایی امروز بزرگترین نوازنده نی ایران است. حال عرفانی در او بسیار قوی است ولی هنوز در راه نیفتاده می گویند از قیل و قال زمانه آزرده شده است و در موطن خود اصفهان کنج عزلت گزیده است. اشخاص ظاهر بین این را دلیل بر ناراحتی روانی او دانسته اند. اما اهل نظر معتقدند که این طلیعه تحولات بزرگی در این نابغه نی است. به نظر ما اینکه استاد کسایی با احترامی متهورانه از اجتماع پر قیل و قال و از ماجراهای آن بریده و در خلوت نشسته می تواند ردیف های موسیقی را روی نی پیاده کند و خدمت بزرگی را به هنر و تمدن ایران انجام دهد. استاد کسایی علاوه بر نواختن چندین ساز از صدای دلنشینی نیز برخوردار است و مدتی آوازها و گوشه های موسیقی ایرانی را زیر نظر استادان ادیب خوانساری و تاج اصفهانی آموخته بود. امروزه ردیف حسن کسایی جزء با ارزش ترین ها محسوب می شود و گوشه ها و ردیف موسیقی ایرانی را با آواز و ستار اجرا می کند. استاد حسن کسایی با هنرمندانی چون ابوالحسن صبا ، مرتضی محجوبی ، حسین یاحقی ، ادیب خوانساری ، جلیل شهناز ، تاج اصفهانی ، اکبر گلپایگانی ، رضا ورزنده ، غلامحسین بنان ، جواد معروفی ، احمد عبادی ، حسین قوامی ، حسین تهرانی ، عبدالوهاب شهیدی ، عبدالعلی وزیری ، فرهنگ شریف ، ایرج ، محمودی خوانساری ، حبیب الله بدیعی ، اصغر بهاری ، پرویز یاحقی ، همایون خرم ، جهانگیر ملک ، امیر ناصر افتتاح ، علی تجویدی ، مهدی خالدی ، فرامرز پایور ، منصور صارمی ، محمدرضا شجریان ، مجید نجاحی ، اسدالله ملک ، فضل الله توکل ، لطف الله مجد و ... همکاری داشته است. خاطره ای از استاد حسن کسایی: از راديو برگشته بوديم ، غروب بود و خيابان خلوت و آرام . با استاد صبا و استاد مرتضي محجوبي به انتظار درشكه ايستاده بوديم . آن وقت ها وسيله نقليه موتوري نبود ، اگر هم بود به تعداد انگشتان دست بود، درشكه ها اغلب با مسافر از مقابل ما مي گذشتند . زماني بعد درشكه اي در برابرمان ايستاد. درون درشكه دو مرد تنومند كه ظاهر لوطي هاي سرگذر را داشتند نشسته بودند ، يكي از آنها پياده شد و با همان لحن خاص اين جماعت به استاد صبا كه ويلن در دست داشت و ما تحكم كرد كه سوار شويم . هر سه نفر مدتي هاج و واج مانده بوديم ، لوطي گفت : ما در اين غروب دلتنگيم ، بايد به خانه ما بيايد و برايمان ساز بزنيد! جاي امتناع نبود ، چون ترديد ما را ديدند يكي از انها فرياد كشيد كه ما و سازمان را در هم خواهد شكست ! ناچار سوار شديم بعد به خانه شان رسيديم . مدت زماني بعد يكي از آنها رو به استاد صبا كرد و گفت : بزن ، استاد به ناچار ويلن را بر شانه گرفت . ساز را كوك كرد و شروع به نواختن نمود ، هنوز لحظاتي كوتاه از ساز زدن نگذشته بود كه يكي از همان مرد ها با حيرت و كنجكاوي رو به استاد صبا كرد و گفت : ببينم تو استاد صبا نيستي؟ صبا با خنده گفت : باشم يا نباشم مهم اين است كه فرصتي دست داده تا در خانه شما بپاس بي ريايي و محبت و جوانمرديتان سازي بزنم . مرد اصرار كرد و چون دانست واقعا خود استاد است . ساز را از دست استاد گرفت ، بر دست او بوسه زد و زار زار گريست و از اينكه با استاد چنين رفتار و تحكمي داشته عذر خواهي كرد. من بوضوح بغض و گريه صبا را ديدم. استاد برخلاف اين درخواست ، با شور و هيجان بيشتري نواخت و به من نيز فرمود كه به همراهش ني بنوازم. آن شب يكي از شبهاي فراموش نشدني زندگي من است. منبع: فصلنامه هنر پاییز - 1364 - مصاحبه با استاد حسن کسایی
خاطره ای از حسین علیزاده در مورد استاد حسن کسایی: اگر از بزرگترين نوازندگان ساكسيفون يا كساني كه موسيقي ملل جهان را مي شناسند ، بپرسيد : كسايي كيست؟ او را بخوبي ميشناسند و اين در حالي است كه شايد بعضي از مردم در باره او چيزي ندانند و اساسا با شيوه كار او و قابليتهاي هنري او آشنايي نداشته باشند. شايد او اگر بجاي ني ، ساكسفون ميزد، خيلي از خود باختگان براي آنكه خودي نشان دهند وانمود ميكردند كه او را مي شناسند! حال آنكه به نظر من او با بزرگترين تكنوازان دنيا برابر است . در سفري كه به پاريس داشتم ، روزي براي خريد به يك صفحه فروشي رفته بودم . همين طور كه به دنبال صفحه مورد نظرم مي گشتم توجهم به فرد ديگري جلب شد كه صفحه اي از اثار كسايي در دست داشت و معلوم شد در زمينه جاز و سازهاي بادي ، تخصص دارد . با هيجان غريبي در باره ارزش كار استاد كسايي سخن مي گفت و البته نمي دانست كه من ايراني هستم و كم وبيش چيزهايي در باره استاد و نقش و نشان وي به گوشم رسيده است. از خداوند متعال خواهان سلامتی و عافیت و طول عمر برای استاد حسن کسایی هستیم. با همکاری استادان تاج اصفهانی (آواز) ، حسن کسایی (نی) ، جلیل شهناز (تار) ، امیرناصر افتتاح (تنبک) آواز برگرفته از وبلاگ گلها (وبلاگ دوست عزیزم سعید انصاری) __________________________________________ هفتم مهرماه تولد استاد عبدالوهاب شهیدی استاد عبدالوهاب شهيدی فرزند مرحوم حسن (صدرالاسلام) متولد 1301 در بخش ميمه اصفهان در خانواده ای روحانی به دنيا آمد، تحصيلات ابتدايي را در ميمه و بقيه را در تهران به پايان رساند. در سال 1318 به خدمت آموزش و پرورش به سمت آموزگاری درآمد و در سال 1320 به سربازي مي رود. پس از پايان خدمت سربازی رسما به عنوان افزارمند در ارتش استخدام می شود.
استاد عبدالوهاب شهیدی به همراه استادان اکبر گلپایگانی و حسین قوامی تنها خوانندگانی هستند که در همه سلسله برنامه های گلها از جمله گلهای جاویدان ، برگ سبز ، گلهای رنگارنگ ، یک شاخه گل ، گلهای تازه و موسیقی ایرانی شرکت داشته است. استاد عبدالوهاب شهیدی جزء اولین خوانندگان برنامه گلها بوده است که به همراهی استادان گلپا ، بنان و قوامی برنامه گلهای جاویدان را با همکاری برترین نوازندگان آن دوران اجرا می کرده اند. استاد شهیدی چندین بار هم در برنامه های جشن هنر شیراز شرکت کرده و در این برنامه ها اجراهایی ناب با همکاری استادان جلیل شهناز ، فرامرز پایور ، اصغر بهاری ، حسین تهرانی ، رحمت الله بدیعی ، حسن ناهید و محمد اسماعیلی و... به یادگار گذاشته است. استاد شهیدی در اجرای آوازها و ترانه های محلی بختیاری نبوغ ویژه ای داشته است و این آواز در اجراهای ایشان به وفور یافت می شود. استاد شهیدی از جمله هنرمندانی است که در عرصه خوانندگی و نوازندگی فعالیت داشته است. علاوه بر آواز دلنشین و جذاب ایشان، نوای عود ایشان که در اغلب آوازهای او همراه است بسیار جالب و دلنشین است. این هنرمند ارجمند و استاد فرزانه امروز در آمریکا زندگی می کند. از خداوند منان برای ایشان طول عمر با عزت و همراه با سلامت خواهانیم. آواز و عود استاد عبدالوهاب شهیدی ، آهنگ از استاد علی نقی وزیری ، گوینده : آذر پژوهش ، دستگاه : نوا اشعار : آذر بیگدلی ، یغما جندقی ، ترانه سرا : محیط طباطبایی آواز برگرفته از وبلاگ گلها (وبلاگ دوست عزیزم سعید انصاری) __________________________________________ هشتم مهرماه بزرگداشت مولانا مولوی ، خداوندگار عشق و عرفان
سرآینده کتاب عظیم مثنوی ، مولانا جلال الدین محمد بلخی که باید از سلاله پیامبران شعر و ادب فارسی بلکه خلاق ترین و خدایی ترین آنها باشد. زندگیش سراپا معنی و عشق بود که البته صورت ظاهر و دنیایی آن نیز دلپذیر و دانستنی است. او جلال الدین محمد نام داشت و در سال 604 هجری قمری در بلخ متولد شد. مولانا خوش نام ترین و مردمی ترین شاعر زمانه خویش و حتی سرتاسر ادبیات فارسی است.مریدانش به او "خداوندگار" و "حضرت مولانا" می گفتند.طریقه ای که او در عرفان فارسی بنیان گذاشت و به همت فرزند برومندش سلطان ولد استمرار و گسترش یافت، بعدها به "مولویه" مشهور شد. کتاب مثنوی معنوی مهم ترین و پرآوازه ترین زاده طبع مولاناست که در واقع با شاهنامه فردوسی (از برجسته ترین منظومه های ادبیات فارسی) هم طراز نیز هست. مثنوی معنوی حدود ده سال از بارآورترین ایام حیات مولانا را به خود مصروف داشته است. نظم مثنوی به سال 660 هجری آغاز شد. مثنوی معنوی شامل 6 دفتر و در مجموع شامل 26 هزار بیت است که 18 بیت آغاز آن به "نی نامه" معروف است.
نی نامه بشــنـو از نی چـون حکایـت می کند وز جــدایـی ها شــکـایــت می کـنـد هـر کسـی دور مانـد از اصــل خویش بـاز جــویــد روزگـار وصــــل خـویــش آتش است این بانگ نای و نیست باد هـر که ایـن آتــش ندارد نیـســت باد نی حـدیـــث راه پـرخـــون مـی کنـد قصـه های عشـــق مجنـون می کند در نـیــابـد حـال پخـــتـه هیــــچ خام پـس ســـخن کـوتـاه باید ، والسـلام از دیگر سروده های مولانا می توان دیوان شمس را نام برد که دربرگیرنده غزل های سرشار از عاطفه و احساس مولوی و همچنین مجموعه رباعیات اوست. دیگر نوشته های مولانا که غالبا تقریر است و املا (یعنی مولانا می گفته و دیگران می نوشته اند). این گونه آثار عبارتند از فیه مافیه ، مجالس سبعه و مکاتیب. مولوی در مثنوی و غزلیات بر نردبانی آسمانی گام نهاده است که در واقع هیچ یک از شاعران زبان فارسی و عارفان اسلامی را امکان وصول به پایه آن هم دست نداده است. زبان شعر مولانا زبان دل است. دلی سوخته و بی قرار در آتش عشق که به ویژه در غزلیات شمس لحنی آسمانی و برتر به خود گرفته است. موسیقی کلام و آهنگ و درخشندگی و زیبندگی کلمات در شعر مولانا بی مانند و منحصر است. در شامگاه پنجم جمادی الآخر (برابر با 25 آذر ماه) سال 672 هجری مولانا درگذشت و با شکوه هرچه تمامتر به خاک سپرده شد.
2
نوشته شده در دوشنبه سوم مهر 1385ساعت 22:54 توسط علی شریفی
| نظرات شما >
| ||