|
امکانات
آرشیو اطلاعات وبلاگ
------------- لوگو
لینکستان موسیقی سایت :: استاد اکبر گلپایگانی وبلاگ :: استاد گلپا --------------------------- سایت :: بیدارگر سایت :: شهر من اسدآباد وبلاگ :: آثار خوشنویسی آقای جعفر سجادی وبلاگ :: پروانه بی پروا وبلاگ :: اسیری در اثیری وبلاگ :: هشالهفت وبلاگ :: زمین شناسی وبلاگ :: معماری وبلاگ :: شعر ، شور و خاک
طراح قالب Designed by : Ali Sharifi طراح قالب و
سردبیر وبلاگ :
علی شریفی تاریخ تاسیس رسمی وبلاگ : 1384/7/11 همزمان با سالروز
تولدم با همکاری : سعید شریفی POWERED
BY
BLOGFA.COM
آرشیو ماهیانه
مهر 1388 |
موضوع : بزرگداشت استاد علی سجادی (مصاحبه و نمایش تابلوهای خوشنویسی و قطعات موسیقی از ایشان)
در این پست صحبت از مردی از تبار پاکان گذشته و اهل دلی است که هنر در ذره ذره اعماق وجودش نقش می زند. هنرمندی بزرگ و گرانمایه که تمام هم و غمش هنر و تدریس و تعلیم هنر است. به سراغ استاد بسیار عزیزم، استاد علی سجادی رفتم و گفتگویی صمیمانه در قالب یک مصاحبه انجام دادم و در این پست از نظر گرامی همه دوستداران هنر می گذرد. اما لازم می دانم چند خطی کوتاه در مورد این هنرمند بزرگ مقدمه بنویسم. در دنیای وانفسای امروز که یک دنیای مادی است کمتر افرادی پیدا می کنیم که فارغ از مسائل مادی و دنیوی باشند و هدف و غایت نهاییشان معنویت و عرفان باشد. هنرمندی درویش مسلک که تمام زندگیش صرف هنر و قدم در وادی عشق و معرفت بوده و هست. خود من از 12 سال پیش افتخار آشنایی و شاگردی ایشان را پیدا کردم. ایشان معلم هنر بنده در کلاس اول و دوم راهنمایی بودند و یادم می آید که در آن زمان چقدر ما دانش آموزان خوشحال بودیم که یکی از بزرگترین هنرمندان ایران معلم ماست. علاوه بر هنرمندی، روح معلمی و تعلیم در وجود ایشان بسیار بارز جلوه می کند. در مدت گذشته هر وقت برای تعلیم خوش نویسی به دفتر انجمن خوشنویسان (شهرستان اسدآباد) مراجعه می کنم حس معلمی و تعهد و فضل و بی ریایی و هنرمندی را در چهره ایشان می بینم. برای ایشان اصلا شخصیت هنرجو فرق نمی کند. یعنی شخصی با سابقه هنری زیاد و یک بچه 7 ساله نزد ایشان هیچ تفاوتی ندارد. خودم بارها به عینه دیده ام که ایشان چقدر در تعلیم نونهالان و نوجوانان کوشا و دقیق بوده اند و چقدر این افراد خردسال را تشویق می کنند. خود من بارها شاهد بوده ام که شهریه بسیار مختصری که بابت فعالیت یک ترم به حساب انجمن خوشنویسان واریز می شود ایشان از خیلی ها دریافت نمی کنند و باز هم شاهد بوده ام که آخر همان ترم ایشان حتی مبلغی هم از جیب خودشان صرف هزینه های انجمن می کنند. با همه این تفاصیل فکر کنم شخصیت فرزانه و بی ریای ایشان معرف حضور شما شده باشد. خود من هم به مقتضای زمان نزد ایشان تعلیم خوش نویسی و موسیقی می بینم و خیلی وقتها هم خارج از ساعت کلاس با ایشان در مورد موسیقی و هنرمندان گذشته صحبت می کنم و مطالب و نکته های بسیاری از ایشان آموخته ام. در طول مدتی که نزد ایشان تلمذ می کنم علاوه بر هنر در باب اخلاق هم از این استاد ارجمند بسیار بهره برده ام. غیر از هنر که تاج سر آفرینش است دوران هیچ سلطـنـتی پایـدار نیست در این پست علاوه بر معرفی و مصاحبه با استاد سجادی، تعدادی از تابلوهای خوش نویسی و قطعه هایی از هنرنمایی ایشان در موسیقی (خوانندگی و نوازندگی) را نیز قرار دادم تا دوستان با هنرنمایی این هنرمند گرانقدر بیشتر آشنا شوند. تعدادی از آثار (تابلوهای خوشنویسی استاد علی سجادی) عناوین و سوابق 3- موسس انجمن خوشنویسان شهرستان اسدآباد از سال 1363 و سمت سرپرست و مدرس از سال 1363 تا به امروز 4- تحصیل در دانشگاه تهران در رشته ادبیات فارسی از سال 1357 5- تعلیم ساز سه تار در آموزشگاه چاوش تهران زیر نظر آقای محمد فیروزی از سال 1364 6- تعلیم موسیقی زیر نظر استاد زیدالله طلوعی از سال 1365 تا 1370 (استاد زیدالله طلوعی شاگرد استادان علی اکبر شهنازی ، حبیب الله صالحی ، محمود کریمی ، نورعلی برومند و غلامحسین بیگجه خانی) 7- دریافت گواهی ممتاز از انجمن خوش نویسان ایران و استاد امیرخانی در سال 1363 و نائل شدن به درجه فوق ممتازی 8- تدریس در دانشگاه بوعلی سینای همدان به دانشجویان رشته هنر و گرافیک (مبانی موسیقی و مبانی خوش نویسی) از سال 1382 تا امروز 9- انتخاب به عنوان چهره ماندگار استان همدان در اولین همایش و در کنار هنرمندانی چون پرویز پرستویی ، مصطفی رحمان دوست ، احمد فتوت و ... 10- موسس انجمن موسیقی در شهرستان اسدآباد در سال 1373 11- کسب مقام های برتر در چندین و چند جشنواره خوش نویسی در ایران 12- شرکت در برنامه فرهنگی و هنری آوای ایرانی و نمایش آثار ایشان (1385) مصاحبه * یک بیوگرافی مختصری از خودتان بگویید. بنده علی سجادی متولد دهم تیرماه 1333 در شهرستان اسدآباد هستم. تحصیلات ابتدایی و مرحله مقدماتی متوسطه را در اسدآباد گذراندم. از سال 1350 به تحصیل در دانشسرا در شهرستان همدان مشغول شدم و در طول همین مدت خدمت سربازی را در سپاه دانش گذراندم و به مدت 2 سال در روستاهای زنجان تدریس کردم اما از سال 1354 به استخدام آموزش و پرورش شهرستان اسدآباد درآمدم و از سال 1362 تا سال 1381 دبیر هنر بسیاری از مدارس اسدآباد (از ابتدایی تا دبیرستان) بوده ام. * از چه زمانی به هنر خوش نویسی روی آوردید و استادان شما در این راه چه کسانی بوده اند و چه سبک هایی کار کرده اید؟ از دوران کودکی به خوش نویسی علاقه مند بودم اما در دوران دبیرستان این علاقه به اوج رسید. از سال 1355 خدمت استاد حسن زرین خط در تهران رسیدم و 2 سال زیر نظر ایشان کار کردم و متاسفانه ایشان در سال 1357 مرحوم شدند. از بهمن ماه سال 1360 زیر نظر استاد غلامحسین امیرخانی (خط نستعلیق) و زیر نظر استاد یدالله کابلی (خط شکسته) کار کردم و در سال 1363 گواهی ممتاز دریافت کردم. * هنر موسیقی (ساز و آواز) را از چه زمانی شروع کردید و استادان شما در این راه چه کسانی بوده اند؟ از دوران کودکی علاقه ویژه ای به موسیقی داشتم. آن زمان ها تلویزیون نبود و ما اکثر اوقات از رادیو برنامه های موسیقی را گوش می کردیم. از دوران دبیرستان به هنر آواز روی آوردم و پس از آن در سال 1356 به مدت یکسال زیر نظر آقای سیاوش نورپور در فرهنگ و هنر همدان تعلیم آواز می گرفتم. در بحبوحه انقلاب متاسفانه مجبور به دوری از آواز شدم. از سال 1357 تا 1359 در دانشگاه تهران در رشته ادبیات فارسی مشغول به تحصیل شدم. ادامه تحصیل باعث شد تا حدودی از ادامه موسیقی عقب بمانم. بعد از بازگشایی دانشگاه ها به علت یک سری مشکلات و غیبت های مکرر از ادامه تحصیل بازماندم. بعد از این بیشتر به هنر موسیقی و خوش نویسی پرداختم و آواز را بیشتر از روی آثار بزرگان موسیقی همچون مرحوم تاج اصفهانی ، مرحوم بنان ، گلپایگانی ، قوامی و ایرج دنبال می کردم. گوشه ها و دستگاه ها را هم خوب می شناختم. از اول مهرماه سال 1364 در آموزشگاه چاووش تهران زیر نظر آقای محمد فیروزی ساز سه تار کار کردم و کتاب 1 و 2 هنرستان عالی موسیقی را به پایان رساندم. بعد از مدتی آموزشگاه چاووش تعطیل شد اما تعلیم زیر نظر آقای فیروزی را به مدت یک سال و نیم در منزل ایشان دنبال کردم. و مقداری از دستگاه ماهور را زیر نظر ایشان تعلیم گرفتم اما از سال 1365 تا 1370 به مدت 5 سال زیر نظر استاد زید الله طلوعی کار کردم و یک دوره کامل ردیف میرزا عبدالله را زیر نظر ایشان تمام کردم. در مدت این 5 سال رفت و آمد می کردم. ساز تخصصی بنده سه تار است اما تا حدودی هم تار کار کرده ام و البته آواز هم کار می کنم. * هنگامی که برای تعلیم موسیقی نزد استاد طلوعی می رفتید در آنجا با کدام هنرمندان برخورد داشتید؟ آقایان افشار نیا و شکارچی. که البته چندباری به همراه ساز آقایان طلوعی و افشارنیا آواز خوانده ام.
اجرای آواز استاد سجادی به همراهی ستار مهدی فلاح * به غیر از هنرهای موسیقی و خوش نویسی به چه هنرهایی علاقه مند هستید و چه هنرهای دیگری را دنبال کرده اید؟ مدتی نقاشی کار می کردم و البته مینیاتور و تابلو رنگ روغن هم کار کرده ام (به صورت خودآموز) * از چه زمانی به کار استادی در هنر مشغول شدید و در حال حاضر چند شاگرد در هنر خوش نویسی و موسیقی دارید؟ از سال 1363 انجمن خوشنویسان شهرستان اسدآباد را تاسیس کردم و تا به امروز سرپرست و مدرس این انجمن بوده ام و در حال حاضر هم مشغول تدریس خوش نویسی هستم. در طول 22 سال گذشته 40 نفر گواهی ممتاز و بیشتر از 1000 نفر فارغ التحصیل شده اند (از انجمن خوش نویسان اسدآباد) و اما در زمینه موسیقی هم افرادی زیر نظر بنده تعلیم گرفته اند و تقریبا ردیف را تمام کرده اند. * چند نمونه از آثارتان در زمینه خوش نویسی را معرفی کنید. شاهنامه فردوسی را دوبار نوشته ام (خوش نویسی کرده ام). بار اول در سال 1369 به پایان رسید و مقداری از آن چاپ شد. در سال 1379 مثنوی مولانا که زیرنظر انجمن خوشنویسان ایران چاپ شد. دیوان حافظ که زیر نظر انتشارات اردیبهشت در دست اقدام و چاپ است. خلاصه خسرو شیرین نظامی به تلخیص دکتر منوچهر آدمیت در دست اقدام و چاپ (زیر نظر استاد سلحشور). مخزن الاسرار نظامی گنجوی ، گزیده ای از رباعیات ابو سعید ابوالخیر به عنوان تکلیفی که استاد امیرخانی مقرر کردند (در دوره فوق ممتاز). شاهنامه فردوسی برای بار دوم که خوش نویسی آن تمام شده و مشغول تصحیح آن هستم. * شاگردان شما فقط در حیطه شهرستان اسدآباد هستند یا از نقاط دیگر هم شاگرد دارید؟ علاوه بر هنرآموزان اسدآبادی از شهرستان های همدان ، ملایر ، تویسرکان ، کنگاور ، صحنه و... هم نزد من می آیند. * در زمینه شعر و ادبیات فارسی آثار کدام شاعران گذشته و معاصر را می پسندید؟ همه عالی هستند و همه زحمت کشیده اند و افتخارات و گنجینه های این مرز و بوم هستند. انتخاب خیلی مشکل است اما چند نفر خاص را نام می برم: فردوسی (به خاطر حفظ اصالت زبان فارسی و توجه به ملیت ایرانی) ، حافظ (کلام فاخر و اندیشه عمیق) ، سعدی (روان بودن و رسایی کلام) ، مولوی (اندیشه عمیق عرفانی) و در بین معاصرین هم به اشعار مرحوم رهی معیری و مهدی اخوان ثالث علاقه مندم. * در هنر خوش نویسی آثار کدام هنرمندان گذشته و معاصر را بیشتر می پسندید؟ استادان معاصر همه بزرگوار هستند و همه زحمت کشیده اند و این گلستانی است که گلهای مختلفی دارد اما بنده به استاد غلامحسین امیرخانی علاقه مند هستم و سبک ایشان را دنبال کرده ام. از گذشتگان هم میرعماد (خط ایشان را به همه ترجیح می دهم) و میرزا غلامرضا اصفهانی و میرزا محمدرضا کلهر را هم نسبت به بقیه ترجیح می دهم.
جمعی از برترین هنرمندان خوشنویسی معاصر ایران از چپ به راست : استادان سجادی ، واشقانی ، اخوین ، سلحشور ، ناشناس * در هنر آواز بیشتر به کار کدام هنرمندان علاقه مند هستید؟ همه خوانندگان برنامه گلها را دوست داشتم. اما استادان غلامحسین بنان (صدای فاخر) ، اکبر گلپایگانی (آوای لطیف و نوازش گر) ، حسین قوامی (صدای بسیار صمیمی) ، ایرج (صدای زلال و زیبا و بی نظیر ایرانی) ، محمودی خوانساری ( آواز سوز و حزن) را بر دیگر خوانندگان ترجیح می دهم. * در هنر نوازندگی کار کدام نوازندگان را بیشتر می پسندید؟ ساز سه تار (استاد احمد عبادی یگانه نوازنده این ساز و خداوندگار این ساز) ، ساز تار (استادان جلیل شهناز و فرهنگ شریف) ، ساز نی (استاد حسن کسایی) ، ساز ویولون (به ترتیب استادان یاحقی ، بدیعی ، تجویدی ، ملک و خرم) ، ساز سنتور (استادان فرامرز پایور و مجید نجاهی) ، ساز کمانچه (استاد علی اصغر بهاری) ، ساز تنبک (استادان حسین تهرانی و جهانگیر ملک) ، ساز پیانو (استاد مرتضی محجوبی) ، ساز عود (استادان عبدالوهاب شهیدی و منصور نریمان)
* شما علاوه بر اینکه استاد آواز و سه تار هستید در زمینه نوازندگی به نوای تمام سازها علاقه مند هستید. اما ساز تخصصی شما سه تار است. چه ویژگی در ساز سه تار دیدید که مجذوب و شیفته آن شدید؟ چون من فردی درون گرا هستم و ساز سه تار نوای ملایمی دارد احساس کردم روحیه ام با این ساز، سازگارتر است. اما علاقه من به سه تار از زمانی شروع شد که آن وقتها از رادیو شبها برنامه ای به نام داستان شب پخش می شد که نوای سه تار استاد عبادی اول برنامه پخش می شد. در دوران کودکی این صدا به اندازه ای گوش نواز بود که خیال می کردم این صدا از بهشت آمده.
از راست به چپ: علی سجادی ، زنده یاد سید خلیل عالی نژاد ، اردشیر اکبری * هنرمندانی که در زمینه تخصصی هنر خود فعالیت می کنند اغلب با هنرهای دیگر هم مرتبط هستند. مثلا خود شما که در هنرهای موسیقی ، خوش نویسی ، نقاشی و... فعالیت داشته اید. شما چه وجه مشترکی در این هنرها می بینید؟ هنرهای ما همه به هم وابسته هستند و جدا از هم نیستند. چیزی که این ها را به هم ربط می دهد ادبیات و فرهنگ ماست. در کشورهای دیگر مثلا کسی که مورخ است اثرش را به عنوان یک کتاب تاریخی مطالعه می کنند اما در ایران ما در کتاب تاریخ بیهقی بیشتر به جنبه ادبی آن توجه داریم تا جنبه تاریخی آن. وجه مشترک تمام هنرهای ما شعر ماست. مثلا موسیقی ما بیشتر کلامی است تا سازی. در حالی که در خارج برعکس است. نقاشی و تصاویر کتاب ها در مورد اشعار هست و خوش نویسی ما هم همینطور. علاوه بر این در حفظ و نگهداری این آثار، پیشینیان نقش مهمی داشته اند و در جنبه زیبایی آن هم کوشیده اند. * نظر شما در مورد بداهه نوازی چیست؟ عده ای مخالف بداهه نوازی هستند؟ بداهه نوازی حد اعلای موسیقی است و یک ودیعه و موهبت الهی است و از همه کس ساخته نیست. بداهه نوازان فارغ از همه چیز هستند مثل مولوی که خیلی پایبند به شاعری نبود و همینجور می جوشید. در موسیقی ایرانی خواننده یا نوازنده اگر بداهه خوان یا بداهه نواز نباشد موسیقی دان بزرگی نیست. غایت موسیقی ما رسیدن به بداهه نوازی است. * یک بداهه نواز در لحظه ای که بداهه نوازی می کند و خلق می کند در آن لحظه به چه چیزی فکر می کند؟ فارغ از این عالم است. به مصداق شعر مولوی که می فرماید: بانگ گردش های چرخ است این که خلق می نوازندش به تنبور و به حلق مومنان گویند کآثار بهشت نغز گردانید هر آواز زشت ما همه اجزای آدم بوده ایم در بهشت آن لحن ها بشنوده ایم * آیا لازمه بداهه نوازی دانستن ردیف به صورت کامل است و دانستن ردیف تا چه حد در بداهه نوازی موثر است؟ ردیف الفبای موسیقی است و در واقع پایه است مثل 4 عمل اصلی در ریاضی. بداهه نوازی خیلی فراتر از ردیف است اما لازمه بداهه نوازی دانستن ردیف است. * نظرتان در مورد وضعیت امروز موسیقی ایرانی چیست؟ اگر موسیقی ایرانی به آن معنای گذشته و بداهه نوازی و برنامه گلها را ملاک قرار دهیم امروز ما اصلا موسیقی نداریم. امروز موسیقی ما شده کارهای تکراری و تقلیدی و کپی از کارهای رنگ و رو رفته قدیم. * به نظر شما دوری استادان برتر موسیقی همچون استادان گلپا ، ایرج ، یاحقی ، شریف ، توکل ، خرم و... و برگشت آنها به صحنه جدی موسیقی چقدر تاثیر گذار است؟ دوره برنامه گلها دوره درخشان و طلایی موسیقی ایران است و برگشت ناپذیر است و هر چیز هم در زمان خودش با ارزش است و این ها مردان بی جانشینی بودند و نظیرشان تکرار نشد و در واقع شده اند سنگ محک. هر اثری را که بخواهیم مقایسه کنیم با آثار آنها مقایسه می کنیم. این عزیزان اکثرا فوت کرده اند که خداوند رحمتشان کند و یا پیر شده اند و دیگر دل و دماغ ندارند و هنرمندانی چون گلپا و ایرج و... به شدت دل شکسته و دل آزرده اند و در واقع شرایطش هم نیست. چون نمی توان به آن شرایط رسید. اشخاص بزرگی چون صبا ، پیرنیا ، محجوبی ، خالقی ، رهی معیری و... نیستند. * در مورد برنامه گلها خیلی صحبت کردید. نظرتان در مورد این برنامه چیست و این برنامه وزین چقدر در اشاعه موسیقی ایرانی نقش داشته است و به نظر شما کدام سلسله برنامه های گلها جذابتر و موثر تر بود؟ رنسانس موسیقی ایران برنامه گلها بود و تمام نخبگان موسیقی ما اعم از (خواننده ، نوازنده ، آهنگساز ، تصنیف ساز ، اشعار شاعران گذشته و معاصر) در این برنامه هنرنمایی می کرد. برنامه گلها بهترین و بالاترین و درخشان ترین دوره موسیقی ماست. همه سلسله برنامه های گلها خوب بودند. به قول مرحوم محمودی خوانساری برنامه گلها در دوره رهی معیری چیز دیگری بود. اما بنده به شخصه گلهای جاویدان ، گلهای رنگارنگ ، برگ سبز ، شاخه گل و گلهای صحرایی را بیشتر از گلهای تازه می پسندم. در این برنامه ها خوانندگان ، نوازندگان ، آهنگسازان و حتی گویندگان و اشعار متنوع بودند اما در برنامه گلهای تازه چنین نبود. * شما به برنامه آوای ایرانی دعوت شدید و در این برنامه هنری تعدادی از آثارتان (در زمینه خوش نویسی) به نمایش درآمد، با توجه به اینکه برنامه آوای ایرانی برنامه های گلها را پخش می کند نظرتان در مورد این برنامه چیست و چقدر می تواند تاثیر گذار باشد؟ برنامه خیلی خوبی است و نسل امروز را با گذشته ارتباط می دهد. البته من فکر می کنم این برنامه گزینشی است و ای کاش از هنرمندانی چون گلپایگانی ، تاج ، ادیب خوانساری ، ایرج و دردشتی هم برنامه داشتند اما خوب نقطه مقابل این قضیه اینست که متاسفانه خود دست اندرکاران این برنامه هم دستشان بسته است و تقصیری ندارند. اما فلاسفه معتقدند وجود ناقص از عدم صفر بهتر است. * بعضی از موزیسین ها و موسیقی دانان گذشته و امروز به شدت مخالف ورود سازهای غربی به موسیقی ایرانی بوده و هستند. (با این توضیح که استاد صبا ویولن را کاملا بر متودهای موسیقی ایرانی تنظیم کردند و ویولن یکی از سازهایی است که در اجرای تمام ردیف ها و گوشه های موسیقی ایرانی و ربع پرده ها کاملا توانا و یکی از سازهای کامل است و این ساز حتی به ویولن ایرانی معروف شده است و یا استاد محجوبی که پیانو را کاملا با موسیقی ایرانی همسان کرد) آیا این نظریه درست است؟ آیا با این وجود می توان نام استادانی چون صبا ، محجوبی ، معروفی ، بدیعی ، خالدی ، ملک ، یاحقی ، خرم ، تجویدی ، وزیری تبار و... را از موسیقی ایرانی حذف کرد؟ آیا می توان نقش آنها را نادیده گرفت؟ این یک تفکر متحجرانه و پلیدی است. موسیقی ما به نظر من از زمانی دچار فاجعه شد که ویولن را حذف کردند چون بزرگترین نوازندگان و استادان و بهترین آهنگسازان ما ویولن نوازها بودند. تجویدی ، ملک ، بدیعی ، یاحقی ، خرم و ... و یا محجوبی و معروفی که پیانو می نواختند. خداوند عمر استادان یاحقی و خرم را زیاد کند که هنوز از این سلسله بزرگ مانده اند و وجودشان مغتنم و گرامی است. مهم این است که موسیقی ایرانی نواخته می شود حالا چه فرقی می کند کمانچه یا سه تار یا ویولن؟ اگر موسیقی غربی نواخته شود جای انتقاد دارد. در ضمن همان طور که شما اشاره کردید سازی مثل ویولن ساز بسیار کاملی است و از لحاظ وسعت صدا و قابلیت اجرا کامل تر است و برتری های بیشتری نسبت به کمانچه دارد و مرحوم صبا و مرحوم حسین یاحقی این نکته را به خوبی تشخیص دادند. یکی از بدعت های بدی که در دهه پنجاه به بعد در موسیقی ما رخ داد حذف ویولن و پیانو بود. به گفته مرحوم اسدالله ملک ، حبیب الله بدیعی امروز نمرد. حبیب روزی مرد که ویولن را کنار گذاشتند و حذف کردند. و استاد ملک اشاره کرده بود که خود استاد بدیعی مرتب از من سوال می کرد اسدالله گناه ما چه بود؟ چرا ما را حذف کردند؟ * اگر بخواهید در طول صد سال اخیر 5 نفر از تاثیر گذارترین اساتید را در زمینه تعلیم شاگردان و پیشرفت موسیقی ایرانی نام ببرید کدام استادان را تاثیر گذار تر می دانید؟ استادان ابوالحسن صبا و کلنل علی نقی وزیری در موسیقی نوین. استاد علی اکبر شهنازی در موسیقی ردیفی و سنتی. استاد روح الله خالقی در آهنگسازی و تنظیم و هارمونی و رهبری ارکستر. و استاد نورعلی برومند در نسل جدید موسیقی (ردیف نوازان) و البته زنده یاد استاد میرزا عبدالله که در راس همه اینهاست و موسیقی ایرانی را مدون کرد. * در مورد انواع مکتب ها و سبک های موسیقی ایرانی (خوانندگی و نوازندگی) توضیح مختصری بفرمایید بعضی ها معتقدند 3 سبک موسیقایی و آوازی وجود دارد. سبک اصفهان ، تهران و آذربایجان. مشخصه سبک اصفهان در آواز استادان حسین طاهرزاده ، ادیب خوانساری و تاج اصفهانی بوده اند. مشخصه سبک تهران در آواز استاد عبدالله دوامی و مشخصه سبک آذربایجان در آواز مرحوم استاد اقبال آذر بوده است. در نوازندگی هم 2 سبک تهران و اصفهان وجود دارد. مشخصه سبک تهران میرزا عبدالله و شهنازی ها که بیشتر به موسیقی سنتی و ردیفی معروف است و اما سبک اصفهان که تا حدودی شیرین تر است و به شیرین نوازی معروف است و حال و هوای آن بیشتر است. نمونه ای از این مقایسه مثلا تار نوازی استاد علی اکبر شهنازی و در مقابل تار نوازی استاد جلیل شهناز است. * با توجه به این که در هنر خوش نویسی در دوران گذشته استادانی چون میرخانی فعالیت می کردند و درست در همین دوران در موسیقی استادانی امثال درویش خان و صبا و علی نقی خان وزیری فعالیت می کردند. یک نسل بعد از این هنرمندان در هنر خوش نویسی استادی چون غلامحسین امیرخانی فعالیت می کرد و در زمینه موسیقی درست در همین دوران استادانی چون تجویدی ، شهناز ، تهرانی ، کسایی ، بنان ، گلپایگانی ، قوامی ، پایور ، بدیعی و شریف و... فعالیت می کردند. یک نسل بعد در هنر خوش نویسی شاگردان استاد امیرخانی و اساتید یک نسل بعد از ایشان امثال شما خیلی موفق و ثابت قدم بوده اند اما در هنر موسیقی پس از اساتید یاد شده موسیقی ما چنین هنرمندان و یا حتی سایه ای از این هنرمندان به خود ندیده است، شما علت را در چه می بینید؟ من معتقدم هر چه روبه جلوتر آمدیم شخصیت های فرهنگی و هنری ما کوچک شده اند. مثلا در زمینه شعر و ادبیات امثال حافظ و فردوسی و سعدی و مولانا رسیده ایم به شاعران امروز که البته این عزیزان هم زحمت می کشند اما حافظ و سعدی کجا و ... . در زمینه موسیقی ، امروز موسیقی ما فنا شده است. در هنر خوش نویسی اگر می بینید باز افرادی هستند که می شود رویشان حساب کرد به خاطر اینست که ارتباط پیشینیان و امروزی ها گسسته نشد اما در موسیقی این ارتباط گسسته شد. به انزوا بردن این هنرمندان بزرگ و عدم فعالیت و گرفتن امکانات و عدم پخش آثارشان از رسانه های ملی در ربع قرن گذشته و از طرفی اشاعه بیش از حد و بی حساب موسیقی های مبتذل و لس آنجلسی و اظهار وجود خوانندگان و نوازندگان دسته چهارم و پنجم در موسیقی ایرانی و خالی بودن میدان این گونه بود که موسیقی ایرانی فنا شد. شما مقایسه کنید نوازندگان امروز را با آن بداهه نوازان گذشته و یا خوانندگان امروزی را با خوانندگان گذشته که هر یک در زمینه ادبیات هم استاد بودند. متاسفانه خوانندگان امروزی علاوه بر اینکه صدا ندارند از ادبیات و شعر هم بسیار فاصله دارند تا جایی که متاسفانه بعضی از آنها اشعار را هم غلط می خوانند. و متاسفانه یکی از ضربه هایی که موسیقی ما خورد وجود تقلید محض بود و غافل از بداهه است. خوانندگان و نوازندگان استقلال و هویت گذشتگان را ندارند اگر 10 نوازنده تار بنوازند همه یک شکل می زنند و احساس می کنیم همه این 10 اثر متعلق به یک نفر است در آواز هم همینطور. همه در یک سبک کار می کنند و این تکرار مکررات است. اگر یک کاهور و صد ماهور بزنند همه یکی است و تنوعی ندارد و صداها هم حال گذشته را ندارد و متاسفانه نسل امروزی فکر می کنند موسیقی ما همین است و برای این است که امروز موسیقی ایرانی جایی در بین جوانان ندارد و اکثرا به موسیقی های غربی روی آورده اند. * خود شما در حال حاضر مشغول انجام چه فعالیتی هستید؟ بیشتر اوقات من صرف هنر می شود. یا به خوش نویسی مشغولم و یا به موسیقی و البته در راه تعلیم و انتقال به شاگردان و هنرجویان هم همیشه سعی کرده ام کوشا باشم. در بقیه اوقات هم به مطالعه مشغولم. البته به باغبانی و پرورش گل و گیاه هم علاقه مندم و بقیه اوقاتم صرف این کارست. رمز موفقیت شما در هنر چه فاکتورهایی بوده است؟ عشق ، علاقه و پشتکار و تلاش بیش از حد. چندین سال پیش من برای تعلیم موسیقی و خوش نویسی به تهران می رفتم و این برنامه هر هفته من بود. آن وقتها امکانات مثل امروز نبود. اگر بلیط اتوبوس نبود کف اتوبوس می خوابیدم و... . البته استادان بسیار خوبی هم داشتم. در خوش نویسی استادم (استاد غلامحسین امیرخانی) بزرگترین و مشهورترین و نابغه ترین خوش نویس وقت بود. و در واقع ما آب را از سرچشمه خوردیم. خیلی هم سمج و پیگیر بودم و بروز مشکلات هم نتوانست مانع شود. و از تجربه پیشینیان و آثار گذشتگان هم بسیار بهره برده ام. چه در خوش نویسی که از آثار دوره میرعماد به بعد و چه در موسیقی که از آثار استادان برنامه گلها بسیار استفاده کردم.
استادان غلامحسین امیرخانی و علی سجادی * چند فرزند دارید و آیا آن ها هم مثل شما در راه هنر فعالیتی دارند؟ 3 فرزند دارم. فرزند اولم بهنام که دانشجوی رشته کامپیوتر است و نوازنده تار است. زیر نظر خود من کار کرده و چندی هم زیر نظر استاد زیدالله طلوعی کار کرده است. دخترم که فارغ التحصیل لیسانس معماری است و زیر نظر خودم سه تار کار کرده و نوازنده سه تار است و فرزند آخرم سیاوش که او هم به خوش نویسی بسیار علاقه دارد. -=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=- دانلود قطعاتی از استاد سجادی دانلود قطعه ای از ستار نوازی استاد سجادی در مایه افشاری دانلود قطعه ساز و آوازی از استاد سجادی (آواز و ستار)
برای دانلود ، روی لینکها راست کلیک کنید و روی گزینه Save Target Az کلیک کنید.
2
نوشته شده در دوشنبه یکم آبان 1385ساعت 1:28 توسط علی شریفی
| نظرات شما >
| ||